2
بهمن

مفهوم جبن در رفتار و منش حضرت زینب...

رفتار شجاعانه حضرت زینب

طبق حدیثی که در پست قبلی مطرح شد مبنی بر ترسو بودن زن مسئله جبن نيز آنجا ناظر به مسئله عفاف زن است نه مسئله جبن و شجاعت مطلقا . شجاعت به عنوان خلق روحى كه به اصطلاح معروف يعنى قوت قلب داشتن و نترس بودن و خود را نباختن در مقابل ديگران، براى مرد ممدوح است، براى زن هم ممدوح است. هيچ وقت اسلام نمى گويد كه مرد خوب است شجاع و قوى القلب باشد ولى زن خوب است ترسو باشد. به چه دليل ؟ به دليل اينكه اولا آنچه ما درباب مدح شجاعت و مذمت جبن داريم - كه زياد است - اختصاص به زن و مرد ندارد، هم در مورد مرد است و هم در مورد زن، و ثانيا سيره زنان مسلمين اين است كه هميشه شجاع بوده اند، يعنى زنان شجاع مسلمين مورد تمجيد و تبجيل قرار گرفته اند، چون (( شجاعت )) يعنى نترس بودن و باك نداشتن و اينكه انسان در مقابل خطر كه قرار مى گيرد فكر جان يا مال، او را نترساند و عقب نشينى نكند، فداكار باشد، حاضر باشد از جانش، از مالش و از حيثيتش بگذرد و در مقابل دشمن بايستد .

آن چيزى كه براى زن گفته اند نسبت به آن بايد جبان باشد يعنى عملش جبانانه و محتاطانه باشد، در مورد ترس از جان يا ترس از مال و ثروت نيست،در مورد ترس از عفاف است. آدم شجاع نمى ترسد، مى گويد مى روم، حداكثر كشته مى شوم، كشته هم شدم با افتخار است. زن در مورد كشته شدن همين جور بايد باشد، ولى در موردى كه عفتش در مقام خطر هست يعنى خطر اين است كه عفتش لكه دار بشود، جاى شجاعت نيست , چون شجاعت يعنى فداكارى [،و اگر در اينجا شجاعت به خرج بدهد، يعنى] مى روم بگذار عفتم از بين برود. نه، عفت يك امر شخصى نيست كه به تو بگويند از آن بگذر تا از يك (( خودى )) گذشته باشى. عفت يك امرى است كه تو امانتدار آن هستى. گذشته از عفت،مثل اين است كه فردى كه امين يك شى ء گرانبهايى هست و وظيفه اش اين است كه آن شى گرانبها را به مقصد برساند، در بين راه شجاعتش گل بكند، بجاى اينكه همه كوشش او صرف اين باشد كه شى ء گرانبها را به مقصد برساند، آن را در معرض خطر قرار بدهد .
زن به عنوان يك صاحب عفت , حامل يك امانت بزرگ انسانى است , نه داراى يك امر شخصى كه اگر از آن بگذرد از شخص خودش گذشته , اگر بگذرد به يك امانت انسانى خيانت كرده است .
اين حديث هم كه فقط زن را توصيه مى كند كه رفتارش جبانانه باشد، نمى گويد زن در مقابل زن، زن در مقابل شوهر، زن در مقابل محرم خودش، و زن در مقابل غير مسئله عفت، بلكه مى گويد زن در مقابل مرد بيگانه و در مسئله خاص مربوط به عفت . براى يك زن اين شجاعت نيست كه بگويد : من تنها مى روم ميان خيلى از مردها، هيچ طور هم نمى شود، من شجاع هستم و نمى ترسم. شجاع آن است كه در جاى فداكارى نترسد، يعنى اگر امانت را از او گرفتند بگويد فداكارى كردم، ولى اگر عفت را از تو گرفتند فداكارى نكرده اى،به امانت خيانت كرده اى .

بنابراين مسئله جبن در اينجا كه اميرالمؤمنين توصيه مى كند كه زن بايد محتاط باشد، يعنى رفتارش بايد جبانانه باشد،آن هم نه در مطلق مسائل،نه در مورد خطر جان، نه در مورد خطر مال، نه در مورد خطر حيثيت اجتماعى، بلكه در موردى كه عفت در معرض خطر قرار مى گيرد. اين، توصيه به احتياط كارى زن است .

 

حضرت زينب  سلام الله علیها يك نمونه بسيار عالى اسلامى است و در تاريخ اسلام داستان او به عنوان يك نمونه كامل هميشه نقل شده است لذا اگر براى زن (( جبن )) به معناى يك خوى و خلق اخلاقى خوب بود، حضرت زينب مى بايست از همه زنهاى ديگر ترسوتر و بى شخصيت تر باشد و به اصطلاح معروف سرش از لاك خودش بيرون نيايد . مگر دم دروازه كوفه كسى زينب را مجبور كرده بود كه بيايد سخنرانى بكند ؟ مگر سخنرانى قابل اجبار است ؟ ! يا در مجلس ابن زياد مگر كسى زينب را مجبور كرده بود كه آنچنان در مقابل ابن زياد بايستد - و حتى به او ناسزا بگويد - كه واقعا خطر كشته شدن خودش و كسانش وجود داشت ؟ ! و بالاتر از اين , در مجلس يزيد است با آن طنطنه و دبدبه كه خيلى با مجلس ابن زياد فرق مى كرد , چون اولا ابن زياد حاكم بود و يزيد خليفه , و ثانيا ابن زياد در كوفه بود و يزيد در شام , و شام به اعتبار اينكه مجاور با بيزانس ( قسطنطنيه آن وقت ) بود , معاويه به بهانه اينكه ما بايد شوكت ظاهرى اسلام را حفظ كنيم، دستگاه شام را دستگاه قيصرى و كسرائى و سلطنتى كرده بود كه تواريخ هم نوشته اند يك كاخهاى تو درتو با درهاى تو درتو و فراشها بوده است كه از اين در بايد داخل آن در شد , از آن در داخل آن در … يك بارگاه بسيار عظيم،كرسيهاى زرين آنجا نهاده اند، سفرا و امرا آنجا نشسته اند، يك مجلس فوق العاده با ابهتى . ولى اين زن اصلا اينها را به چيزى نمى گيرد، به يزيد مى گويد : تو حقيرتر و كوچكتر از اين هستى كه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم، تو ارزش اينكه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم را نيز ندارى.

آيا يك زن ترسو مى تواند اين كار را بكند ؟ نه . در آنجا حداكثر اين بود كه جان زينب در خطر بود. در خطر باشد. از دادن جان كه نمى ترسيد. عزت و شرفش در خطر نبود، برعكس بر عزت و شرفش با اين شجاعت افزوده مى شد .

پس اين تفاوت مربوط به يك وضع خاصى است كه زن دارد و تازه اين تفاوت در رفتار است نه در اخلاق و شخصيت. از نظر شخصيت اخلاقى هيچ فرقى بين زن و مرد نيست، و مى دانيم كه مرد هم اگر در يك شرايطى امانتدار اجتماع باشد، آنجا كه مى خواهد امانت را حفظ كند،ديگر جاى بخشندگى و شجاعت نيست، جاى عمل متواضعانه نيست،آنجا كه امانتدار است جاى عمل متكبرانه و محتاطانه و ممسكانه است.

منبع: خلاصه ای از صفحات 124-114 کتاب تعلیم تربیت در اسلام، استاد مرتضی مطهری،انتشارات صدرا، چاپ76

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
15
دی

دشمنان بیرونی از منظر قرآن

2ـ دشمن بیرونی

 

دشمن بیرونی دشمنی است که دشمنی خود را اظهار می‌کند. این دشمن، بسیار ضعیف است زیرا شناسایی او آسان است. البته هیچ‌گاه نباید دشمن را کوچک شمرد و از او غفلت نمود؛ بلکه همواره باید آماده بود؛ زیرا دشمن همیشه در کمین است و هیچ گاه نمی‌خوابد.

 

 

 

دشمنان بیرونی از منظر قرآن:

 

۱) کافران:

 

«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ اَوْلِیَاء تُلْقُونَ اِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَاِیَّاکُمْ اَن تُوْمِنُوا بِاللَّهِ. . . » (ممتحنه/۱)ای ایمان آورندگان! دشمن من و دشمن خود را دوست خود نگیرید، شما به آن‌ها اظهار دوستی می‌کنید در حالی‌که آ‌ن‌ها به حقیقتی که برایتان آمده کافر شده‌اند و پیامبر و شما را به دلیل ایمان به خدا از شهر بیرون می‌کنند… .

 

۲) منافقان:

 

«وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ». (منافقون/۴)

 

چون منافقان را ببینی، هیکل‌هایشان تو را به تعجّب وامی‌دارد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرامی‌دهی، گویی آنان چوب‌های خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند؛ هر فریادی را به زیان خویش می‌پندارند، خودشان دشمن‌اند، از آنان بر حذر باش، خدا بکشدشان! تا کی از حقیقت انحراف یافته‌اند.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: من از منافق بر امتم هراس دارم، چرا که از زبانش علم می‌ریزد اما در دلش جهل و کفر است. سخنانی می‌گوید که برای شما دلپذیر است اما در پنهان کارهایی زشت انجام می‌دهد

 

3) مرجفان و مجرمان:

 

«لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا». (احزاب/ ۶۰)

 

اگر منافقان و افراد مجرمی که در دل‌هایشان مرض است و شایعه‌پراکنان مدینه دست از کارهای زشت خویش برندارند، تو را سخت بر آنان مسلّط می‌کنیم پس جز مدت کوتاهی نمی‌توانند در همسایگی تو در شهر بمانند.

 

4)دوستان دشمن:

 

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ . . .؛ ای مؤمنان از یهودیان و مسیحیان کسی را دوست صمیمی خود قرار ندهید که برخی از آنان اولیاء برخی دیگر هستند و هرکس سرپرستی یا دوستی آن‌ها را بپذیرد از آنان خواهد بود». (مائده/۵۱)

 

در این راستا وظیفه‌ی مسلمانان آن است که اولاً از دشمنان دین خدا برحذر باشند و با آنان دوستی نکنند و ثانیاً به دوستان دشمن دین خدا اعتماد نکنند. چون آن‌ها افرادی هستند که با ارتباط خود با دشمنان خدا زمینه‌ی انحراف افکار و جاسوسی از مسلمانان را ایجاد می‌کنند.

5) مسلمانان متجاوز:

«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا…» (حجرات ۹)

اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر جنگیدند میان آن دو را صلح دهید و اگر یکی از آن دو بر دیگری تعدی کرد با او بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. اگر بازگشت میان آن دو به عدالت سازش دهید… .

۶) محاربان (اغتشاشگران - آشوبگران):

«إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (مائده/ ۳۳)

همانا جزای کسانی که با خدا و رسولش می‌جنگد و در زمین به فساد می‌کوشند جز این نیست که یا کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت بریده شود و از آن دیار تبعید گردند. این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت.

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
9
دی

مه غليظ و چراغ مه شکن

جوانان امروز در مقابل هجمه های عظیم فرهنگی دشمن بیش ازپیش به مسئله بصیرت و بصیرت افزایی نیاز دارند.بصیرت، داشتن درک روشن، شفاف، و مشخص از حال و آینده است و دلیل این امر شناختن و دیدن میدان هایی است که در آن هستیم.نظام سلطه برای احاطه بر کشورهای مختلف، پروژه ای به نام جهانی شدن را با یک شیب ملایم آغاز کرد که در ادبیات اندیشمندان اسلام از آن به پروژه غربی سازی تعبیر می شود.

با وقوع فتنه 88 و تأکیدی که رهبر بر مقابله با فضای فتنه داشتند، اعلام کردند باید به مسئله روشنگری بیش از پیش پرداخته شود.مسئله ناتوی فرهنگی امروزه چیرگی مرزهای جغرافیایی نیست؛ بلکه ربایش و سست کردن اندیشه ها و فکرهاست، جوانان باید با کسب آگاهی در این زمینه ها به درجه ای از ورزیدگی در مقابله با انواع فتنه ها دست یابند.

در تهاجم فرهنگی، قدرت تفکر از جامعه گرفته می شود و این موضوع، دقیقا در مقابل تبادل فرهنگی قرار دارد که بارها و بارها مورد تایید رهبری بوده است. در  شبیخون فرهنگی هدف خواب است و از جبهه دشمن غافل می شود، در ناتوی فرهنگی مشکل از این هم حادتر شده و کار و اقدام زنجیره ای توسط دشمن پیگیری می شود، ناتو کارش زنجیره ای و سریالی است و تمام ابعاد مبارزه در آن وجود دارد.بصیرت افزایی، درک روشن و درست را برای فرد به ارمغان می آورد اینکه عده ای در فتنه سال 88 لرزیدند علت اصلی آن عدم بصیرت بود، بصیرت افزایی یک آگاهی بخشی سیاسی و اجتماعی است که در آن مردم به درجه ای از پختگی ذهنی می رسند که در فتنه ها راه را گم نکرده و به خطا نمی روند.

چکیده ای از سخنان صادقی جهانی مدیرکل صدا و سیمای قزوین

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
10
آبان

اربعینی برای طهارت دل..

اربعین ترک گناه

میقات مولی با پرودگارش در چهل روز به دست آمد. حضرت آدم چهل شبانه روز روی کوه صفا سجده و نیایش کرد. بنی اسرائیل برای استجابت دعاهایشان، چهل شبانه روز ضجه زدند و گریستند. علی علیه سلام چهل مرد برای بیعت می خواست تا در مقابل دشمنانش بایستد. چهل روز گوشت نخوردن خلق انسان را تنگ می کند. چهل روز خالص شدن برای خدا، درهای حکمت و رحمت را به روی قلب انسان می گشاید.

دوباره اربعین آمد. در چهلم امام حسین علیه سلام و یارانش مشکی می پوشی و سینه می زنی  و می گریی. این ها همه درست؛ اما شده برای شادی دل مومنی چهل روز تلاش کنی ؟ برای دوری از گناه چطور؟ شده چهل روز بدوی به سمت نور و روشنی و خوبی؟ امروز که اربعین است، بنشین و با امامت پیمان ببند. تو هم می توانی اربعینی برای طهارت دلت داشته باشی.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
6
مهر

اتحاد روحانی با امام حسین علیه سلام 1

زیارت امام حسین علیه سلام یک عبادت بزرگ است.شاید کمتر عبادتی آن طور که در جوامع روایی ما مطرح است به بزرگی آن باشد. همان طور که سوره‌ای به عظمت سوره‌ی اخلاص یعنی «قُلْ هُوَ اللّه»؛ نداریم. این سوره و آن زیارت، هر کدام جای خاصّی در عبادات دارند و عموما روزهای مخصوص که زمینه‌ ی ارتباط با آسمان معنویت با شدت بیشتر فراهم است، زیارت امام حسین علیه سلام و سوره‌ی «قل هو الله احد» بیشتر توصیه شده است.
به عنوان مثال در اعمال روز عرفه هم توصیه به زیارت اباعبدالله علیه سلام شده و هم توصیه به سوره‌ی اخلاص؛ که مجموعا در آن روز این سوره را سیصد و یک بار می‌خوانید. از طریق خواندن سوره‌ی اخلاص و نظر به حقیقت اَحدی حضرت «الله» باب اتحاد قلب با حق باز می‌شود و حجاب‌های بین انسان و خداوند مرتفع می‌گردند تا یگانگی او را حس ‌کند و از طریق زیارت امام حسین علیه سلام باب اتحاد قلب با انسان کامل که مظهر یگانگی حق است، بر انسان گشوده می‌شود. با قرائت سوره‌ی اخلاص و توجه ‌دادن قلب به مقام حضرت اَحدی، انسان متخلق به اخلاق الهی می‌شود و از پراکندگی شخصیت نجات می‌یابد و با زیارت امام حسین علیه سلام از طریق زیارت عاشورا و یا سایر زیارات، توجه قلب به آدمیت و انسانیت می‌افتد و یک نحوه یگانگی و همسنخی با آن حضرت در جان انسان طلوع می‌کند به طوری که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم می‌فرمایند: «مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فِی اللَّهِ حُشِرَ مَعَنَا وَ أَدْخَلْنَاهُ مَعَنَا الْجَنَّة»؛هرکس ما خانواده را برای خدا دوست داشته باشد با ما محشور مى شود و او را با خود به بهشت می‌بریم . ولی این همسنخی و یگانگی از طریق فکر واقع نمی‌شود بلکه از طریق توجه قلبی و سیر معنوی در مقام امام محقق می‌شود. زیرا باید این دل را به آن‌هایی داد که قرآن به ما فرموده به آن‌ها مودّت و محبت بورزید.


(برگرفته از کتاب زیارت عاشورا اتحاد روحانی با امام حسین ازاستاد اصغر طاهر زاده)

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
3
شهریور

فواید بوسیدن کودکان

بوسیدن نوزدان و فواید آن

بوسیدن فرزند پرخاشگری او را کاهش میدهد!
بوسیدن فرزند انرژی های اضافی او را تخلیه میکند!
بوسیدن فرزند باعث میشود رابطه عاطفی و روانی بین فرزند و والدین تقویت شود!
بوسیدن فرزند باعث میشود که کودک در کنار والدین احساس امنیت بیشتری بکند!
بوسیدن فرزند اشتهای روانی و غذایی او را افزایش میدهد!
بوسیدن فرزند یک نوع تن آرامی را برای او فراهم میکند!
هنگام بوسیدن فرزند میتوان سفارش های لازم تربیتی و آموزشی را به او گوشزد کرد (در این موقعیت همکاری کودک بالاست).
 نکته آخر: بچه هایتان را خیلی ببوسید مخصوص‍‍اً دست های آنها و حتی پاهایشان را. دست هایشان را روی گونه تان بگذارید. چون دست مغز دوم و یک عضو کلیدی و بسیار مهم است!

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
3
شهریور

از گمنامی تا اوج عزت با خلوص در عمل

« فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا؛( کهف/ 110 )

هرکه آرزوی ملاقات پروردگار خود را داشته باشد، پس باید عمل صالح به جا آورد و در عبادت پروردگار خود، احدی را شریک نسازد.»

انسان مخلص به مانند طلا است، هرچه عیارش بالاتر باشد یعنی خالص تر باشد، قيمتی تر و با ارزش تر است و بالعكس هرچه دارای ناخالصی باشد یعنی ريا در عمل او رخنه كرده باشد، ارزشش كمتر است و خريدار آن طلای ناب كسی نيست جز آفريدگار توانا. با توجه به آن كه از چيز با ارزش به خوبی مراقبت مي‌شود، خداوند نيز از اين گوهر به خوبی محافظت مي‌كند و مانع از گزند ديگری به آن مي‌شود. انسان مخلص در نزد مردم گرامی است زيرا خداوند متعال او را عزيز و گرامی مي‌دارد. این همه آوازه که شهید حججی و شهدای مدافع حرم دارند به برکت اخلاص آنهاست و اگر مخلص نبودند هدیه شهادت به آنها داده نمیشد.شهید حججی به تنهایی برند شهادت و ایثار و اخلاص و مردانگی و .. بود معامله ای که شهید حججی با خدا کرد قطعا به خاطر اخلاص در کارش بود که این همه محبوب دل ها شد و از گمنامی به اوج عزت رسید.

اگر انسان به خداوند و آخرت ايمان كامل داشته باشد و منحرف به سوی ابليس نگردد و به تحسين و نظر مردم اعتنایی نداشته باشد، به طور قطع عملش را فقط در راه رضای پروردگارش به انجام مي‌رساند.

خوشا آنان که با ایمان و اخلاص

                                                   حریم دوست بوسیدند و رفتند

خوشا آنان که در میزان و وجدان

                                                  حساب خویش سنجیدند و رفتند

خوشا آنان که پا در وادی حق

                                                     نهادند و نلغزیدند و رفتند

خوشا آنان که با عزت ز گیتی

                                                     بساط خویش برچیدند و رفتند

ز کالاهای این آشفته بازار

                                                     شهادت را پسندیدند و رفتند

 

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
3
شهریور

حیای از خداوند

يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا( 108 سوره نسا)

از مردم پنهان می دارند و از خدا پنهان نمی دارند زیرا آنگاه که سخنانی ناپسند در دل می اندیشند خدا با آنهاست و او به هر چه می کنند، احاطه دارد.

افراد خیانتکار کارهای بدشان را از مردم قایم می‌کنند ولی از خدا قایم نمی‌کنند. گناهی را که میکنند از مردم مخفی میکنند تا کسی نبیند ولی از خدا خجالت نمی‌کشند. آدم باید با حیا باشد، همانطور که از خلق حیا می‌کند از خدا هم حیا بکند .کسانی که حیا ندارندنه دین دارند و نه عقل.

«لا دین لمن لا حیاء له»؛  [میزان الحکمة، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹] کسی هم که حیا ندارد شرم نداره و مدام گناه میکنه .

با خواندن تفسیر این آیه متوجه صفت ستار العیوب خداوندشدم  واقعا اگه خدا گناهان ما را پنهان نمی کرد معلوم نبود چی میشد.

ستار العیوب

آقای جوادی آملی فرمودند: خداوند متعال که ستار العیوب است،‌ می‌داند کجا ستاری بکند و کجا ستاری نکند. اگر کسی ستارالعیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتکب گناهی شود، ذات اقدس اله اجازه نخواهد داد اسرارش نزد دیگران افشا شود. حتی در قیامت خداوند اجازه نمی‌دهد کسانی که کنار یک‌دیگرند از اعمال هم با خبر شوند؛ بنابراین عملکرد خود شخص بسیار مهم است. شخص مومن بایدخداوند را شاهد و ناظر اعمال خودش ببیند و به او ايمان داشته باشد . يکى از مهمترین آثار ایمان به خدا همان وسعت روح ، و بلندى افق فکر، و شرح صدر و آمادگى مقابله با مشکلات و مصائب و مبارزه با هیجانات نامطلوب نعمت ها است . (پرسش ها و پاسخ‌ها، ج2، ص 56.)

با خوندن این شعر پروین اعتصامی از خدای خودم خجالت کشیدم 

ترا پاك  آفريد  ايزد ز خود  شرمت  نمي آيد         كه روزي پاك بودستي كنون آلوده داماني؟

 

پ.ن: همه ما آبروهامون با پنهان کاری خدا و خودمون از گناهامون به دست اومده و گرنه اگه مردم بدونن من و شما چکار کردیم. یا ستار العیوب

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
3
شهریور

مثل قرآنی درباره تربیت فرزند در خانواده

خانوده خوب

وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِى وَالَّذِى خَبُثَ لاَیَخْرُجُ إِلا نَکِدًا کَذَا لِکَ نُصَرِّفُ الاَْیَتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ .( اعراف / 58 . )

زمین پاک نیکو گیاهش به اذن خدایش (نیکو) بر آید، و از زمین خشنِ ناپاک بیرون نیاید جز گیاه اندک و کم‌ثمر. این گونه ما آیات (قدرت) را به هر بیان توضیح می‌دهیم برای قومی که شکر خدا به جای آرند.

همانگونه که بذر در زمین نرم رشد میکند نه سنگلاخ؛ خونه ای که زن و شوهرش اهل گذشت و بخشش نیستن و مدام دعوا و عصبانیته گل تو گلدونش رشد نمیکنه چه برسه به بچه!!

سعدى در این باره مى گوید:

             زمیـن شـوره سنـبـل بـر نیـارد

             در او تخم عمل ضایع مگردان

پ.ن:  توجه به رابطه شما با همسرتان به همان اندازه که برای شما اهمیت دارد، برای کودکتان نیز مهم است. بنابراین خودخواهانه نیست اگر به رابطه خود توجه بیشتری داشته باشید.

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
16
مرداد

مفهموم طلبگی

حضرت علی علیه السلام فرمودند: «لَنْ‏ يُحْرِزَ الْعِلْمَ‏ إِلَّا مَنْ يُطِيلُ دَرْسَه‏؛
علم را به دست نمی آورد مگر کسی که در کسب آن مداومت وزرد.»
(غررالحکم، ص ۵۹۰)
حضرت استاد می‌فرمایند: باید کارهای غیر طلبگی را کنار بگذاری، به حلال و حرام بودن کاری ندارم طلبه‌ای که وقت کند تلویزیون و فیلم ها و سریال های هفتگی را نگاه کند معنای طلبگی را نفهمیده است. هیچ کاری را نباید مانع درس قرار بدهید نگویید کار داشتم و به درس نیامدم و یا موفق نشدم درس را بخوانم مگر درس مال بیکارهاست. نباید فراگرفتن علم و دانش شما را خسته کند بلکه باید به وسیله علم و دانش خستگی را از خود دور کنید.

منبع:  آداب الطلاب، ج ۱، آیت الله #مجتهدی_تهرانی، ص ۲۰۸.

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
5
مرداد

روزهای صورتی

هرگز تو را نداشته ام اما به تو مینویسم تو که هر لحظه بودنت را نفس میکشم:

چند سال پیش وقتی پدرتو باعشق برای ادامه ی راه زندگیم انتخاب کردم به تو و آیندت فکر میکردم و مطمئن بودم که یه روز بخاطر داشتن همچین پدری ته دلت خوشحالی و خدارو شکر میکنی…
بنویسم که بدونی من و بابایی از همون اول اسم تورو زینب گذاشته بودیم و هر وقت از تو حرف میزدیم ازفکر حس ناآشنا ولی شیرین داشتنت ته دلمون غنج میرفت…
اسمت رازینب انتخاب کردیم تا زینبی تربیتت کنیم تا تو زینب گونه زندگی کنی .
بنویسم که بدونی همیشه وقتی از پیچ کوچه میپیچیدم خودمو تورو میدیدم که از در خونه بیرون میایم…موهای فرفریتو (که به بابایی رفته)خرگوشی بستم و توهم کیفتو که پراز عروسک کردی روی دوشت انداختی و به زحمت باخودت میاریش تا سوار ماشین بشی و منم زیر لب بهت غر میزنم که زینب این همه عروسکو واسه چی دنبال خودت میاری مامان؟!
گفتم کیف…
هروقت از جلوی مغازه های کیف فروشی بچه گونه رد میشدم مکث میکردم و کیفارو نگاه میکردم و باخودم میگفتم یعنی میشه منم یه دختر داشته باشم که براش ازینا بخرم..؟!
ته دلم همیشه یه ترسی هست ازینکه خدامنو لایق داشتن تو ندونه
دخترم سبزترین بهار من اون زمانیه که تپش های قلب تو ، تو خونه دلم شکوفا بشن و صدای نفسات با صدای نفسای من و بابات هم نوا بشه و زمانی که وجودت را در وجودم حس کنم اینجوری برات دعا میکنم:
خدایا !
بجز خودت به دیگری واگذارش نکن! تویی پروردگار او!
پس قرارده بی نیازی درنفسش ! یقین دردلش !
اخلاص درکردارش! روشنی دردیده اش! بصیرت درقلبش !
و روزى پر برکت در زندگیش.

پ.ن:
دلم چقدر دختر می خواهد. روزام بی “سحر"، شبام بی “مهتاب"، آسمونم بی “ستاره” و زندگی بدون “آرزو” ممکن نیست.

#نامه_ای_به_دخترم

1501135978_.jpg

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin