2
اردیبهشت

نفس در آینه عقل

نفس در آینه عقل


آینه‌ها سه نوع‌اند:
«ساده» که تصویر هر چیز را همان گونه که هست نشان می‌دهد؛ «محدب» یا «کوژ» که تصویر راکوچک و «مقعر» یا«کاو» که تصویر را بزرگ نشان می‌دهد.


عقل، آینه ساده‌ای است و هر چیز را همان گونه که هست نشان می‌دهد. اما نفس انسان، آینه‌ای است که در آنِ واحد هم مقعر و هم محدب است؛ آنچه را خود می‌پسندد، بزرگ جلوه می‌دهد و آنچه را نمی‌پسندد، کوچک نمایش میدهد.

از تمثیلات آیت الله حائری شیرازی


free b2evolution skin


فرم در حال بارگذاری ...

7
مرداد

گزیده خطبه امام رضا پیرامون غدیر

سید بن طاووس (اعلی الله مقامه) در کتاب شریف “اقبال الاعمال” صفحه ۴۶۴ از حضرت امام رضا (ع) روایت کرده است که حضرت فرمودند:

هنگامی که قیامت فرا می رسد، چهار روز با فخر و مباهات بر خداوند وارد می شوند همانند ورود عروس در شب زفاف بر شوهر. از حضرت سوال شد: آن چهار روز کدامند حضرت فرمودند: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر و بدرستیکه روز غدیر در بین آنها مانند ماه است در بین ستارگان و آن روزی است که حضرت ابراهیم خلیل از آتش نجات یافت و به شکرانه اش آن روز را روزه گرفت. و آن روزی است که خداوند در آن روز، دین را کامل کرد و این کامل کردن به سبب نصب کردن امیرالمومنین به عنوان شاخص توسط پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است و فضیلت و جلوهای نور آن حضرت را آشکار نمود و آن روز را روزه گرفت. و بدرستیکه آن روز، روز کمال است و روز به خاک مالیدن بینی شیطان و قبولی اعمال شیعیان و دوستان آل محمد صلوات الله علیهم. و روزی است که خداوند به اعمال مخالفین نظر می کند و آن را نابود می گرداند و این قول خداوند است «فجعلناه هباءً منثورا» فرقان آیه ۲۳

روز غدیر روزی است که جبرئیل (ع) امر کند منبری از کرامت الهی در مقابل بیت المعمور (کعبه) نصب شود و در حالی که ملائکه آسمانها اطراف او گرد آمده و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را ستایش می کنند بر منبر رفته و برای شیعیان امیرالمومنین و ائمه (علیهم السلام) و دوستان آنان از فرزندان آدم طلب آمرزش می کند.

و غدیر روزی است که خداوند متعال به ملائکه خود امر می کند قلم نگارش اعمال از محبین اهل بیت (علیهم السلام) و شیعیانش به مدت سه روز، از روز غدیر برداشته شود. و خداوند امر می کند که خطاهای محبین و شیعیان نوشته نشود به برکت کرامت محمد و علی و ائمه معصومین (علیهم السلام). و غدیر روزی است که خداوند مخصوص محمد و آل محمد و صاحبان رحمت (محبین و شیعیان) قرار داده است. و غدیر روزی است که خداوند متعال در حق بنده مومنش وسعت می بخشد در همه انواع رزق برای خانواده و خودش و برادرانش (دینی و نسبی). و آزاد می کند آن ها را از آتش. و غدیر روزی است که خداوند قرار داده است در آن روز سعی شیعیان را مشکور و گناهشان را مغفور و عملشان را مقبول.

صفحات: 1· 2


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: زكي زاده [عضو] 

با برگ هایی از پاییز
با برگ هایی از بوسه
با ساعت دلم ، وقتِ دقیق آمدن توست
من ایستاده ام ، مانند تک درخت سر کوچه
در:
http://maedeh.kowsarblog.ir/

1397/07/04 @ 09:18
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

سلام احسنت

1397/05/23 @ 17:50
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

سلام احسنت

1397/05/07 @ 14:38
نظر از: سیده الهام [عضو] 

گـشـتـم بـــر در دیــوارحـریمـت

جایی ننوشتند گنهکار نیاید

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی موسی الرضا (ع)

به وبلاگ ما سربزنید
http://seyyedehelham.kowsarblog.ir/

1395/05/21 @ 21:01
نظر از: ساقی دل [بازدید کننده] 
ساقی دل

اوصاف علی به هر زبان باید گفت / این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولی عهدی مسعود علی / تبریک به صاحب الزمان باید گفت
عید غدیر خم مبارک باد

پاسخ:
سلام برادر بزگوار
بر عید غدیر، عید اکبر صلوات
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یکِ اهل بیت کوثر، صلوات

1393/07/21 @ 14:45
نظر از: احمدي [عضو] 

سلام، خداقوت؛

عمری است که دم به دم علی می گویم

در حال نشاط و غم، علی می گویم

یک عمر علی گفتم و ان شاءالله

تا آخر عمر هم علی می گویم

عید غدیر خم بر شما مبارک

التماس دعا…

پاسخ:
با سلام عید شما هم مبارک ممنون از حضور پر مهرتان


1393/07/20 @ 13:05
نظر از: رحیمی [عضو] 

یک شیشه پر از عطر گل یاس سلام

«غدیر یعنی اعتماد به خدا»

«يَا أيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»

اى رسول! آنچه كه از سوى خدا به تو فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. و اگر ابلاغ نكنى رسالت خدا را تكميل نكرده اى، خداوند تو را از آسيب مردم حفظ مى كند!»

پس به شکرانه این موهبت

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

1393/07/19 @ 22:19
نظر از: سرباز مهدی(عج) [بازدید کننده] 
سرباز مهدی(عج)

سلام ممنون از مطلب غدیر شما. استفاده بردیم. التماس دعا خیلی زیاد.
یاعلی
پاسخ:

با سلام
ممنون از حضورتون دوست ولایتی
خواهش میکنم محتاج دعای دوستان هستیم
در پناه حق

1393/07/19 @ 14:44
نظر از: باران [عضو] 

سلام
چه با عظمت است ذی الحجه !!!!
موسی علیه السلام به طور می رود ؛
فاطمه علیها السلام به خانه علی علیه السلام ؛
ابراهیم علیه السلام با اسماعیل علیه السلام به قربانگاه ؛
محمد صلوات الله علیه و آله با علی علیه السلام به غدیر ؛
و حسین علیه السلام با همه هستیش به کربلا …..
التماس دعا

1393/07/19 @ 12:21
نظر از: وبلاگ علی بیج آوری [بازدید کننده] 
وبلاگ علی بیج آوری

با عرض سلام خدمت شما و عرض تبریک بمناسبت ولادت فرخنده امام هادی (علیه السلام).
یاعلی

1393/07/18 @ 22:41


فرم در حال بارگذاری ...

23
بهمن

-سواد رسانه‌ ای یعنی چه؟!

روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».
برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد.

رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.

همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: مهدیار [بازدید کننده] 
مهدیار

برای هر طلبه ای واجبه در این دو کانال عضو بشه!

1- انجمن سواد رسانه طلاب(با این کانال مربی سواد رسانه شوید)

https://eitaa.com/resanetollab

2- پایگاه اطلاع رسانی حوزه های علمیه

https://eitaa.com/hawzahtehran

1398/02/14 @ 00:09
نظر از: مدرسه علمیه کوثر اصفهان [عضو] 
5 stars

سلام ممنون
مفید بود

1398/01/26 @ 13:39
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

سلام احسنت

1397/01/18 @ 14:14


فرم در حال بارگذاری ...

17
بهمن

بررسی علمی ناقص بودن عقل زنان در احادیث و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم

….ان النساء نواقص العقول … و أما نقصان عقولهن فشهادة الامرأتین کشهادة الرجل الواحد….( خطبه 80 نهج البلاغه)

عقل زنان ناقص است چون گواهی شان در محکمه مساوی نصف گواهی یک مرد است .

…..أبي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ عن النبی أنه قال أَلَيْسَ شَهَادَةُ الْمَرْأَةِ مِثْلَ نِصْفِ شَهَادَةِ الرَّجُلِ قُلْنَ بَلَي قال فَذَلِكِ من نُقْصَانِ عَقْلِهَاَ…..( صحیح بخاری، ج3، ص153)

ابی سعید خدری به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت: مگر شهادت يك زن نصف شهادت يك مرد نيست (شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد)؟ عرض كردند: آري، چنين است، فرمود: اين بدليل نقصان در عقل است……

برای بررسی یک روایت باید اصول نظام مند زیر را طی کنیم:

1 . بررسی محرز بودن حدیث

2. فهم مفردات حدیث

3. فهم مرکبات حدیث

4. فهم معنای حدیث ( مدلول مطابقی)

5. فهم مراد جدی

با تفکر و عمیق نگری در روایات بالا متوجه برخی امور می شویم :

با رویکرد تصحیح حدیثی می توانیم به صرف اینکه حدیث و روایت در منابع معتبر مانند نهج البلاغه و صحیح بخاری و دیگر منابع معتبر شیعه و سنی آمده و لو سندشان ضعیف است می توانیم بگوییم حدیث محرز و احراز اصل حدیث ثابت می شود و حجت است.

اما با رویکرد تضعیف حدیثی ما موظفیم به دنبال بررسی سند روایت باشیم هر چند حدیث در کتب معتبر حدیثی آمده باشد.

پس برای رعایت انصاف بحث را با رویکرد تصحیح حدیثی پیش می بریم.

...

اگرچه این روایت در نهج البلاغه هم آمده است . اما نکته ی قابل توجه این است که این روایت بر اساس نظر دانشمندان حدیث شناس شیعه  جزء روایات مرسل است. یعنی راوی آن نامشخص است . معلوم نیست چه کسی این روایت را از مولا علی علیه السلام شنیده است . به همین علت شیخ حر عاملی - رحمة الله علیه - که از بزرگترین محدثین تاریخ تشیع است این روایت را مرسل معرفی میکند.  ( حتی خود سیدرضی مؤلف نهج البلاغه ، این روایت را به عنوان مرسل می آورد . مرسل به معنی دروغ نیست . بلکه به معنی روایتی است که منشأ سندی آن نا معلوم است ).ولی از آنجا که که شهرت عملی جابر ضعف سند است؛ بین شیعه و سنی اصل حدیث بودن ثابت می شود.

فهم مفردات حدیث:

عقل:بازدارنده؛ چون انسان را از هلاکت افتادن و گرایش به هوی و هوس باز می دارد. به عبارت دیگر یعنی قوه مانعه

کمال: تمام شدن چیزی به گونه ای که غرض از آن چیز محقق شودو از قوه به فعلیت برسد.( بالقوه به بالفعل رسیدن)

نقص: زیان، عیب و کاستی ( بالقوه نتواند به بالفعل برسد).

فهم مرکبات حدیث:

زنان ناقص العقل هستند یعنی دارای قوه عقل هستند ولی این قوه عقل به خاطر موانعی به فعلیت کامل نمی رسد.

فهم معنای حدیث( ظاهر حدیث):

ظاهر حدیث عام و مطلق است و هر عقل و نقصانی را شامل می شود.

سوال: آیا مراد جدی معصوم همین ظاهر حدیث است؟

جواب: خیر .پس باید به بررسی قرینه ها پرداخت.
قرینه زمانی:

این روایت (خطبه) ، همانطور که در نهج البلاغه آمده است بعد از جنگ جمل بیان شده است .
اما شرایط و ویژگی های جنگ جمل :
اول اینکه سردسته ی گروه شورشیان ( طغیانگران ) یک زن بود . یعنی عایشه بنت ابی بکر.
دوم اینکه جمعی از سپاهیان لشکر امام علی علیه السلام به دلیل مخالفت و نارضایتی زنان خود از جنگ کنار کشیدند .
با این مقدمه متوجه می شویم که این خطبه در شرایط خاصی بیان شد . با توجه به سطح پایین عقلانیت و درک نازل اجتماعی مردم آن دوره ، جامعه به شدت نیازمند یک عتاب ( تشر ) و شوک بود . و یقیناً برای مردم آن عصر و در شرایط خاص آن زمان ، راهی بهتر از بیان این سخنان برای بیدار کردن مردم نبود.

اما روایات دیگری که ناظر به نقصان عقل زنان هستند چون از لحاظ قرینه زمانی برای ما مجهول هستند پس باید به عموم حدیث استناد کنیم.

با توجه به مطالب بالا نکته دیگری که باید به آن بپردازیم این است که  احادیث شخصیه که ناظر به شخص خاصی هستند مورد بحث ما نیستند. ما به بررسی احادیث عام که قرینه ای بر خلاف آنها نداریم می پردازیم که مراد جدی حدیث از این بیان عام چیست؟

برای پاسخ به سوال بالا به بررسی انواع عقل می پردازیم:

عقل نظری و عملی:

عقل نظری: ادراک دانستنی ها

عقل عملی: ادراک باید ها و نباید ها

مراد از عقل در روایات مسلما این دو نوع عقل نیست.

عقل تجربی و فطری:

عقل تجربی: بر اساس تعامل با محیط بیرون، کسب تجربیات جدید قدرت تصمیم گیری را برای ما راحت می کند.

عقل فطری: موهبتی است که خداوند به افراد بشر داده است.

با توجه به تعاریف ارائه شده تفاوت زن و مرد در عقل تجربی است. برای اینکه زنان به دلیل محدودیت طبیعی ارتباطشان با حوادث و رویدادها نسبت به آقایان که در چنین حوادثی غوطه ورندتجربه کمتری دارند. پس در نتیجه افرادی که بیشتر در جامعه حضور داشته باشندمسلما تجربیات بیشتری دارند.

در ضمن زنان در یک دوره ای به خاطر محدودیت های خانه نشینی آنها و اینکه نمی توانستند در جامعه حضور داشته باشند پس مسلما تجربیات کمتری کسب  کرده اند.( می تواند مراد جدی امام این نوع عقل باشد).

عقل معاد و معاش

عقل معاد: قدرت معرفت و آگاهی بر اموری که مربوط به آخرت است ( واجبات، محرمات، مستحبات و…)

عقل معاش (تدبیر): امور و مصالح دنیوی خود را بر اساس معارفی که به دست آورده است برنامه ریزی و تدبیر کند.

( مراد حضرت می تواند عقل معاش باشد).

در ضمن عقل معاش با عقل تجربی تفاوتی ندارد. چون برای معاش بهتر باید تجربه بیشتری کسب کرد.

با توجه به این حدیث از امام صادق- علیه سلام- که فرموده اند: «أنقص الناس عقلاً من ظلم دونه و لم یصفح عمّن اعتذرالیه»؛ (بحارالانوار، ج78، ص228)

«کم عقل ترین افراد کسانی هستند که به غیر خود ظلم می نمایند و از آنان که عذر خویش به نزدشان می آورند، نمی گذرند.»

تقسیم بندی دیگری برای عقل خواهیم داشت به نام :

عقل شخصی و جمعی

عقل شخصی : معرفت هر آنچه مربوط به نفس و خود باشد. ( مراد حضرت نیست).

عقل جمعی: با در نظر گرفتن تمام جوانب کار یاعملی و اثراتی که آن عمل در جامعه دارد بتوان به جمع بندی و تصمیم گیری درستی رسید.( مراد حضرت است).

پس عقل جمعی کسی کامل است که تعاملات اجتماعی قوی تری داشته باشد. در محیطی که زنان دارای محدودیت اجتماعی هستند مسلما عقل جمعی قوی ندارند. مثلا در جامعه عرب آن زمان زنان فاقد عقل جمعی بوده اند  و این به معنای این است که آنها قوه عقل جمعی را داشته اند ولی موانعی باعث شده که این قوه به  بالفعل نرسد.

پس می توان این گونه نتیجه بگیریم با توجه به فضای فرهنگی عرب آن زمان منظور حضرت این نوع عقل باشد.(عقل جمعی، معاش و تجربی کاملا با هم مرتبطند.)

نتیجه گیری کلی:

با توجه به رویکرد تصحیح حدیثی و محرز شدن حدیث از بین معانی عقلی که می تواند مراد جدی شارع باشد یکی از این سه نوع عقل: معاش، تجربی و جمعی است .این سه نوع عقل در صدد بیان این نکته هستند که قوه عقل موجود است ولی موانعی که در فرهنگ عرب بوده باعث شده که این عقول شکوفا نشوند.با توجه به قرینه روایات آخر زمانی (یکی از ویژگی‌های جامعه بعد از ظهور، برقراری امنیت است، به گونه‌ای که هر فردی -چه زن باشد یا مرد، کوچک یا بزرگ- در هر زمانی از شب و روز بخواهد به مسافرت‌های طولانی به هر نقطه‌ای از جهان برود، از امنیت کامل برخوردار خواهد بود) مراد جدی این احادیث به هیچ وجه تحقیر و توهین آمیز نبوده و مسلما نظر اسلام هم این نیست.

حسن ختام کلام این باشد که هر اندازه که روح لطیف تر باشد به تجرد نزدیک تر است با توجه به روایت امام علی - علیه سلام- : «حَدُّ الْعَقْلِ الِانْفِصَالُ عَنِ الْفَانِی وَ الِاتِّصَالُ بِالْبَاقِی‏» (تمیمى آمدى عبد الواحد،‏« تصنیف غرر الحکم و درر الکلم‏ » ص51). بالاترین میزان عقل ، انفصال از فانی و اتصال به باقی است .

اگر نگوییم که زنان به دلیل لطافت روحی خویش، استعداد بیشتری در «فصل» از فانی و «وصل» به بقا دارند باید گفت زنان و مردان در این امر دارای استعداد یکسانی دارند.در آخر باید گفت که معیار برتری عقلانی، عقلی است که روایات ترسیم کرده اند: «العقل ما عُبِدَ بِه الرّحمنُ و اکتُسِبَ به الجَنانُ». (اصول كافى ج 1 ص‏8). عقل آن چیزى است که به سبب آن خداى متعال عبادت شده و بهشت کسب شود». عقلی که برای عبادت، تقوا، قرب الهی و کمالات معنوی و روحی است، مایه ی برتری است. این نوع عقل نیز به روح انسانی و قابلیت آن باز می-گردد و از این جهت، زن و مرد همانند و مشترکند.

 چکیده ای از مباحث مطرح شده در کارگاه عملی «بررسی نقص عقل زنان در احادیث» با حضور استاد بزرگوار حجت الاسلام آقای سلیمیان و طلاب خواهر سطح3  گرایش فقه و اصول مرکز تخصصی النفیسه


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: مدرسه علمیه کوثر اصفهان [عضو] 
5 stars

سلام دوست خوبم
میگن نقص یعنی تفاوت
عقل زن ومرد متفاوته نه کم وزیاد

1398/01/26 @ 13:36
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

سلام احسنت

1397/01/18 @ 14:15


فرم در حال بارگذاری ...

3
بهمن

فاطمه الگوی بانوی منتظر...

فاطمیه

در جایی كه امام زمان (عج)حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به عنوان الگوی خویش مطرح می‌فرماید، تكلیف امثال ما در لزوم الگوگیری از آن وجود نورانی مشخص است.

از این رو ابتدا باید ملاحظه كرد این اولین و تنهاترین مدافع ولایت و امامت دارای چه منزلتی است و سیره‌ی عملی آن بزرگوار در مواجهه با حوادث روزگار و مسائل زندگی چه بوده است؛ تا بتوان از آن حضرت در زندگی فردی و اجتماعی خود الگو گرفت.

فضائل…
رابطه‌ی حضرت فاطمه (س)با امام زمانش:
1. معرفت به مقام امامت:

حضرت علی علیه سلام امام زمان حضرت فاطمه سلام الله علیها بوده است؛ از این رو حضرت فاطمه سلام الله علیها در معرفی علی علیه سلام به كسی كه زبان سرزنش به علی علیه السلام گشوده بود، فرمودند:
«… او امام ربانی و الهی، مركز توجه همه عارفان و خداپرستان، فرزندی از خاندان پاكان، گوینده بحق، جایگاه اصلی محور امامت و… است».[1]

«پدران این امت، محمد (ص) و  علی علیه سلام هستند؛ كه كجی‌ها را راست و انحرافات را اصلاح می‌نمایند (اگر مردم اطاعتشان كنند) این دو [حضرت محمد (ص) و امام علی علیه سلام ] آنان را از عذاب جاویدان نجات می‌دهند و اگر با ایشان موافق و همراه باشند، نعمت‌های پایدار خداوند را ارزانی شان می‌دارند.»[2]

این معرفت به امام زمان خود، ویژگی حضرت فاطمه سلام الله علیها است كه آگاه به فلسفه امامت و ره آورد آن می‌باشد؛ از این رو در قسمتی از خطبه‌ی خویش در مسجد مدینه، یكی از فلسفه‌های امامت را خطاب به مهاجران و انصار چنین می‌فرماید: «خداوند اطاعت و پیروی از ما (اهل بیت) را سبب پایداری امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه‌ها قرار داده است.» [3]

2. همراه امامت:

الف) همراهی به عنوان همسر:
دخت گرامی پیامبر(ص) در تمام لحظات عمر شریف خود در انجام وظایف خانوادگی و تربیتی و فراهم آوردن آسایش و آرامش خانه، كمك و همراه امام علی (ع) بود. و كانونی مالامال از محبت و مهربانی برای پرورش فرزندانی چون امام حسن و امام حسین و زینب و ام‌كلثوم سلام الله علیها فراهم آورده بود.

ب) همراهی به عنوان مأموم:

فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از ماجرای غصب خلافت امیرالمومنین علیه سلام تا لحظه‌ی شهادتش هرگز سكوت نكرد و پا به پای امام خود ـ آنجا كه باید از امامت دفاع كند ـ حاضر شد؛ چه آنجا كه بر در خانه‌های مهاجرین وانصار رفت و از آنان یاری طلبید[4] و چه در سخنرانی‌هایش، چه بیت‌الاحزانش، چه وصیتش و… اینها همه نمونه‌هایی از همراهی فاطمه سلام الله علیها با امام زمانش می‌باشد.

برماست تا با سرمشق قرار دادن مبارزات این سرباز حقیقی امام علی علیه السلام به دفاع از فرزندش كه امام عصر ماست بپردازیم و با شناخت موقعیت‌ها و شیوه‌های مناسب از وجود مبارك یوسف فاطمه‌ (عج) دفاع نماییم.

منابع:

[1] . دشتی، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، به نقل از ریاحین الشیعه، ج1، ص93.

[2] . همان.

[3] . بحارالانوار، ج3، ص158و معانی الاخبار، ص354 و كشف الغمة، ج2، ص40.

[4] .اختصاص، ص178و بیت الاحزان، ص117


free b2evolution skin
نظر از: شمس [عضو] 

سلام. بسیار عالی بود استفاده کردیم. خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنید.
پاسخ:
سلام مجدد
ممنون از حضور پر مهرتان
در اسرع وقت از وبلاگتان دیدن می کنم.
در پناه حق

1393/12/23 @ 15:05
نظر از: صداقت...! [عضو] 

سلام دوست عزیز
مطلب مفیدی بود
موفق باشید
در پناه حق
پاسخ:
سلام ممنون دوست خوبم
موفق و موید باشید

1393/12/16 @ 23:59


فرم در حال بارگذاری ...

2
بهمن

مفهوم جبن در رفتار و منش حضرت زینب...

رفتار شجاعانه حضرت زینب

طبق حدیثی که در پست قبلی مطرح شد مبنی بر ترسو بودن زن مسئله جبن نيز آنجا ناظر به مسئله عفاف زن است نه مسئله جبن و شجاعت مطلقا . شجاعت به عنوان خلق روحى كه به اصطلاح معروف يعنى قوت قلب داشتن و نترس بودن و خود را نباختن در مقابل ديگران، براى مرد ممدوح است، براى زن هم ممدوح است. هيچ وقت اسلام نمى گويد كه مرد خوب است شجاع و قوى القلب باشد ولى زن خوب است ترسو باشد. به چه دليل ؟ به دليل اينكه اولا آنچه ما درباب مدح شجاعت و مذمت جبن داريم - كه زياد است - اختصاص به زن و مرد ندارد، هم در مورد مرد است و هم در مورد زن، و ثانيا سيره زنان مسلمين اين است كه هميشه شجاع بوده اند، يعنى زنان شجاع مسلمين مورد تمجيد و تبجيل قرار گرفته اند، چون (( شجاعت )) يعنى نترس بودن و باك نداشتن و اينكه انسان در مقابل خطر كه قرار مى گيرد فكر جان يا مال، او را نترساند و عقب نشينى نكند، فداكار باشد، حاضر باشد از جانش، از مالش و از حيثيتش بگذرد و در مقابل دشمن بايستد .

آن چيزى كه براى زن گفته اند نسبت به آن بايد جبان باشد يعنى عملش جبانانه و محتاطانه باشد، در مورد ترس از جان يا ترس از مال و ثروت نيست،در مورد ترس از عفاف است. آدم شجاع نمى ترسد، مى گويد مى روم، حداكثر كشته مى شوم، كشته هم شدم با افتخار است. زن در مورد كشته شدن همين جور بايد باشد، ولى در موردى كه عفتش در مقام خطر هست يعنى خطر اين است كه عفتش لكه دار بشود، جاى شجاعت نيست , چون شجاعت يعنى فداكارى [،و اگر در اينجا شجاعت به خرج بدهد، يعنى] مى روم بگذار عفتم از بين برود. نه، عفت يك امر شخصى نيست كه به تو بگويند از آن بگذر تا از يك (( خودى )) گذشته باشى. عفت يك امرى است كه تو امانتدار آن هستى. گذشته از عفت،مثل اين است كه فردى كه امين يك شى ء گرانبهايى هست و وظيفه اش اين است كه آن شى گرانبها را به مقصد برساند، در بين راه شجاعتش گل بكند، بجاى اينكه همه كوشش او صرف اين باشد كه شى ء گرانبها را به مقصد برساند، آن را در معرض خطر قرار بدهد .
زن به عنوان يك صاحب عفت , حامل يك امانت بزرگ انسانى است , نه داراى يك امر شخصى كه اگر از آن بگذرد از شخص خودش گذشته , اگر بگذرد به يك امانت انسانى خيانت كرده است .
اين حديث هم كه فقط زن را توصيه مى كند كه رفتارش جبانانه باشد، نمى گويد زن در مقابل زن، زن در مقابل شوهر، زن در مقابل محرم خودش، و زن در مقابل غير مسئله عفت، بلكه مى گويد زن در مقابل مرد بيگانه و در مسئله خاص مربوط به عفت . براى يك زن اين شجاعت نيست كه بگويد : من تنها مى روم ميان خيلى از مردها، هيچ طور هم نمى شود، من شجاع هستم و نمى ترسم. شجاع آن است كه در جاى فداكارى نترسد، يعنى اگر امانت را از او گرفتند بگويد فداكارى كردم، ولى اگر عفت را از تو گرفتند فداكارى نكرده اى،به امانت خيانت كرده اى .

بنابراين مسئله جبن در اينجا كه اميرالمؤمنين توصيه مى كند كه زن بايد محتاط باشد، يعنى رفتارش بايد جبانانه باشد،آن هم نه در مطلق مسائل،نه در مورد خطر جان، نه در مورد خطر مال، نه در مورد خطر حيثيت اجتماعى، بلكه در موردى كه عفت در معرض خطر قرار مى گيرد. اين، توصيه به احتياط كارى زن است .

 

حضرت زينب  سلام الله علیها يك نمونه بسيار عالى اسلامى است و در تاريخ اسلام داستان او به عنوان يك نمونه كامل هميشه نقل شده است لذا اگر براى زن (( جبن )) به معناى يك خوى و خلق اخلاقى خوب بود، حضرت زينب مى بايست از همه زنهاى ديگر ترسوتر و بى شخصيت تر باشد و به اصطلاح معروف سرش از لاك خودش بيرون نيايد . مگر دم دروازه كوفه كسى زينب را مجبور كرده بود كه بيايد سخنرانى بكند ؟ مگر سخنرانى قابل اجبار است ؟ ! يا در مجلس ابن زياد مگر كسى زينب را مجبور كرده بود كه آنچنان در مقابل ابن زياد بايستد - و حتى به او ناسزا بگويد - كه واقعا خطر كشته شدن خودش و كسانش وجود داشت ؟ ! و بالاتر از اين , در مجلس يزيد است با آن طنطنه و دبدبه كه خيلى با مجلس ابن زياد فرق مى كرد , چون اولا ابن زياد حاكم بود و يزيد خليفه , و ثانيا ابن زياد در كوفه بود و يزيد در شام , و شام به اعتبار اينكه مجاور با بيزانس ( قسطنطنيه آن وقت ) بود , معاويه به بهانه اينكه ما بايد شوكت ظاهرى اسلام را حفظ كنيم، دستگاه شام را دستگاه قيصرى و كسرائى و سلطنتى كرده بود كه تواريخ هم نوشته اند يك كاخهاى تو درتو با درهاى تو درتو و فراشها بوده است كه از اين در بايد داخل آن در شد , از آن در داخل آن در … يك بارگاه بسيار عظيم،كرسيهاى زرين آنجا نهاده اند، سفرا و امرا آنجا نشسته اند، يك مجلس فوق العاده با ابهتى . ولى اين زن اصلا اينها را به چيزى نمى گيرد، به يزيد مى گويد : تو حقيرتر و كوچكتر از اين هستى كه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم، تو ارزش اينكه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم را نيز ندارى.

آيا يك زن ترسو مى تواند اين كار را بكند ؟ نه . در آنجا حداكثر اين بود كه جان زينب در خطر بود. در خطر باشد. از دادن جان كه نمى ترسيد. عزت و شرفش در خطر نبود، برعكس بر عزت و شرفش با اين شجاعت افزوده مى شد .

پس اين تفاوت مربوط به يك وضع خاصى است كه زن دارد و تازه اين تفاوت در رفتار است نه در اخلاق و شخصيت. از نظر شخصيت اخلاقى هيچ فرقى بين زن و مرد نيست، و مى دانيم كه مرد هم اگر در يك شرايطى امانتدار اجتماع باشد، آنجا كه مى خواهد امانت را حفظ كند،ديگر جاى بخشندگى و شجاعت نيست، جاى عمل متواضعانه نيست،آنجا كه امانتدار است جاى عمل متكبرانه و محتاطانه و ممسكانه است.

منبع: خلاصه ای از صفحات 124-114 کتاب تعلیم تربیت در اسلام، استاد مرتضی مطهری،انتشارات صدرا، چاپ76


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(5)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
5 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: طوبی [عضو] 
طوبی

همواره پیروز و سرافراز باشید.
التماس دعا.

1395/09/22 @ 12:45
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

این روزها بازار رفتن به کربلا داغ است. مسافران اربعین کوله‌های‌شان را بسته‌اند تا از شهر پدری‌شان نجف به کربلای حسین علیه السلام پیاده بروند.
این روزها پاها آماده می‌شوند تاول بزنند.
چشم‌ها مهیا می‌شوند بارانی شوند.
سینه‌ها به شور می‌آیند تا بی‌تاب شوند..
و حنجره‌ها هم‌نفس با خستگان کاروان، می‌خواهند سلامی عاشقانه به “اربعین” بدهند.
السلام علیک یا ابا عبدالله

1395/08/18 @ 19:28
نظر از: دهسنگی [عضو] 
5 stars

با سلام خدمت شما دوست عریز !
مطلبتون مثل همیشه فوق العاده بود
منتظر نوشته های بعدیتون میمونم
لطفا به وبلاگ ماهم سر بزنید
منتظر حضور گرمتون هستیم
یاحق

1395/08/18 @ 19:11
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

بسیار عالی
خدا حفظتان کند

1395/08/17 @ 15:15
نظر از: the best mind [عضو] 
5 stars

سلام دوست عزیز
مطلب زیبا وآموزنده ای بود
احسنت
منتظر حضور گرم شما در وبلاگ حریم آسمانی هستم
موفق و موید باشید…

1395/08/17 @ 14:01
نظر از: هاشمی علیا [عضو] 

چقدر جالب بود
ممنون

1395/08/17 @ 09:17
نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 

با سلام و احترام
ضمن تشکر و تسلیت ایام
مطلب شما در منتخب ها درج گردید.
محتوای آموزنده ای بود . از اینکه به تولید محتوا و فرمت متن توجه دارید متشکریم.
————
http://farakhan.kowsarblog.ir/arbaeen1

1395/08/16 @ 20:52
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

کاروان می رسد از راه‌، ولی آه
چه دلگیر چه دلتنگ چه بی تاب
فرا رسیدن ماه اسارت اهل بیت علیهم السلام را تسلیت عرض می نمایم.

1395/08/11 @ 08:55
نظر از:  

أحسنتم ,بسیار خوب وآموزنده است.

1395/08/10 @ 23:01


فرم در حال بارگذاری ...

15
دی

دشمنان بیرونی از منظر قرآن

2ـ دشمن بیرونی

دشمن بیرونی دشمنی است که دشمنی خود را اظهار می‌کند. این دشمن، بسیار ضعیف است زیرا شناسایی او آسان است. البته هیچ‌گاه نباید دشمن را کوچک شمرد و از او غفلت نمود؛ بلکه همواره باید آماده بود؛ زیرا دشمن همیشه در کمین است و هیچ گاه نمی‌خوابد.

دشمنان بیرونی از منظر قرآن:

۱) کافران:

«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ اَوْلِیَاء تُلْقُونَ اِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَاِیَّاکُمْ اَن تُوْمِنُوا بِاللَّهِ. . . » (ممتحنه/۱)ای ایمان آورندگان! دشمن من و دشمن خود را دوست خود نگیرید، شما به آن‌ها اظهار دوستی می‌کنید در حالی‌که آ‌ن‌ها به حقیقتی که برایتان آمده کافر شده‌اند و پیامبر و شما را به دلیل ایمان به خدا از شهر بیرون می‌کنند… .

۲) منافقان:

«وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ». (منافقون/۴)

چون منافقان را ببینی، هیکل‌هایشان تو را به تعجّب وامی‌دارد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرامی‌دهی، گویی آنان چوب‌های خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند؛ هر فریادی را به زیان خویش می‌پندارند، خودشان دشمن‌اند، از آنان بر حذر باش، خدا بکشدشان! تا کی از حقیقت انحراف یافته‌اند.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: من از منافق بر امتم هراس دارم، چرا که از زبانش علم می‌ریزد اما در دلش جهل و کفر است. سخنانی می‌گوید که برای شما دلپذیر است اما در پنهان کارهایی زشت انجام می‌دهد

3) مرجفان و مجرمان:

«لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا». (احزاب/ ۶۰)

اگر منافقان و افراد مجرمی که در دل‌هایشان مرض است و شایعه‌پراکنان مدینه دست از کارهای زشت خویش برندارند، تو را سخت بر آنان مسلّط می‌کنیم پس جز مدت کوتاهی نمی‌توانند در همسایگی تو در شهر بمانند.

4)دوستان دشمن:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ . . .؛ ای مؤمنان از یهودیان و مسیحیان کسی را دوست صمیمی خود قرار ندهید که برخی از آنان اولیاء برخی دیگر هستند و هرکس سرپرستی یا دوستی آن‌ها را بپذیرد از آنان خواهد بود». (مائده/۵۱)

در این راستا وظیفه‌ی مسلمانان آن است که اولاً از دشمنان دین خدا برحذر باشند و با آنان دوستی نکنند و ثانیاً به دوستان دشمن دین خدا اعتماد نکنند. چون آن‌ها افرادی هستند که با ارتباط خود با دشمنان خدا زمینه‌ی انحراف افکار و جاسوسی از مسلمانان را ایجاد می‌کنند.

5) مسلمانان متجاوز:

«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا…» (حجرات ۹)

اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر جنگیدند میان آن دو را صلح دهید و اگر یکی از آن دو بر دیگری تعدی کرد با او بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. اگر بازگشت میان آن دو به عدالت سازش دهید… .

۶) محاربان (اغتشاشگران - آشوبگران):

«إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (مائده/ ۳۳)

همانا جزای کسانی که با خدا و رسولش می‌جنگد و در زمین به فساد می‌کوشند جز این نیست که یا کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت بریده شود و از آن دیار تبعید گردند. این رسوایی آنان در دنیاست و در آخرت عذابی بزرگ خواهند داشت.


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(2)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

سلام احسنت

1397/02/30 @ 21:10
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

سلام احسنت

1397/02/23 @ 19:41
نظر از: علیرضا [بازدید کننده] 
علیرضا

سلام به خواهرم که اینقدر وبلاگش خوبه و مطالبش عالیه..داشتم وب گردی میکردم یهو از اینجا سر در اوردم..
چند تا مطلب حجاب از سایت خودم واستون گذاشتم میتونید استفاده کنید اینم لینکش:
http://savaaegh.ir/category/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8/

1393/04/31 @ 06:59
نظر از: کهکشان [بازدید کننده]
کهکشان

سلام.کارتون خیلی جالب بود.استفاده کردم.بازم بهتون سر میزنم

1393/04/27 @ 22:04


فرم در حال بارگذاری ...

9
دی

مه غليظ و چراغ مه شکن

جوانان امروز در مقابل هجمه های عظیم فرهنگی دشمن بیش ازپیش به مسئله بصیرت و بصیرت افزایی نیاز دارند.بصیرت، داشتن درک روشن، شفاف، و مشخص از حال و آینده است و دلیل این امر شناختن و دیدن میدان هایی است که در آن هستیم.نظام سلطه برای احاطه بر کشورهای مختلف، پروژه ای به نام جهانی شدن را با یک شیب ملایم آغاز کرد که در ادبیات اندیشمندان اسلام از آن به پروژه غربی سازی تعبیر می شود.

با وقوع فتنه 88 و تأکیدی که رهبر بر مقابله با فضای فتنه داشتند، اعلام کردند باید به مسئله روشنگری بیش از پیش پرداخته شود.مسئله ناتوی فرهنگی امروزه چیرگی مرزهای جغرافیایی نیست؛ بلکه ربایش و سست کردن اندیشه ها و فکرهاست، جوانان باید با کسب آگاهی در این زمینه ها به درجه ای از ورزیدگی در مقابله با انواع فتنه ها دست یابند.

در تهاجم فرهنگی، قدرت تفکر از جامعه گرفته می شود و این موضوع، دقیقا در مقابل تبادل فرهنگی قرار دارد که بارها و بارها مورد تایید رهبری بوده است. در  شبیخون فرهنگی هدف خواب است و از جبهه دشمن غافل می شود، در ناتوی فرهنگی مشکل از این هم حادتر شده و کار و اقدام زنجیره ای توسط دشمن پیگیری می شود، ناتو کارش زنجیره ای و سریالی است و تمام ابعاد مبارزه در آن وجود دارد.بصیرت افزایی، درک روشن و درست را برای فرد به ارمغان می آورد اینکه عده ای در فتنه سال 88 لرزیدند علت اصلی آن عدم بصیرت بود، بصیرت افزایی یک آگاهی بخشی سیاسی و اجتماعی است که در آن مردم به درجه ای از پختگی ذهنی می رسند که در فتنه ها راه را گم نکرده و به خطا نمی روند.

چکیده ای از سخنان صادقی جهانی مدیرکل صدا و سیمای قزوین


free b2evolution skin
نظر از: مدرسه علمیه کوثر اصفهان [عضو] 

سلام دوست عزیز
عید شماپیشاپیش مبارک
مفید بود
ما اومدیم دیدن عیدتون
ومنتظر بازدیدشما هم هستیم

https://kosar-esfahan.kowsarblog.ir/

1397/12/27 @ 13:12
نظر از: صداقت...! [عضو] 

سلام دوست عزیز
مطلب خوبی بود. عنوان هم تعبیر مناسبی بود
موفق باشید
در پناه حق

1393/10/12 @ 00:30
نظر از: صداقت [بازدید کننده]
صداقت

خدا قوت دوست من استفاده بردیم

1393/10/07 @ 23:41


فرم در حال بارگذاری ...

10
آبان

اربعینی برای طهارت دل..

اربعین ترک گناه

میقات مولی با پرودگارش در چهل روز به دست آمد. حضرت آدم چهل شبانه روز روی کوه صفا سجده و نیایش کرد. بنی اسرائیل برای استجابت دعاهایشان، چهل شبانه روز ضجه زدند و گریستند. علی علیه سلام چهل مرد برای بیعت می خواست تا در مقابل دشمنانش بایستد. چهل روز گوشت نخوردن خلق انسان را تنگ می کند. چهل روز خالص شدن برای خدا، درهای حکمت و رحمت را به روی قلب انسان می گشاید.

دوباره اربعین آمد. در چهلم امام حسین علیه سلام و یارانش مشکی می پوشی و سینه می زنی  و می گریی. این ها همه درست؛ اما شده برای شادی دل مومنی چهل روز تلاش کنی ؟ برای دوری از گناه چطور؟ شده چهل روز بدوی به سمت نور و روشنی و خوبی؟ امروز که اربعین است، بنشین و با امامت پیمان ببند. تو هم می توانی اربعینی برای طهارت دلت داشته باشی.

 


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(1)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
3.5 stars
(3.5)
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

احسنت

1396/09/20 @ 16:19
نظر از: حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت [عضو] 
2 stars

سعادتتان ارزوی ماست

1396/09/05 @ 08:05


فرم در حال بارگذاری ...

6
مهر

اتحاد روحانی با امام حسین علیه سلام 1

زیارت امام حسین علیه سلام یک عبادت بزرگ است.شاید کمتر عبادتی آن طور که در جوامع روایی ما مطرح است به بزرگی آن باشد. همان طور که سوره‌ای به عظمت سوره‌ی اخلاص یعنی «قُلْ هُوَ اللّه»؛ نداریم. این سوره و آن زیارت، هر کدام جای خاصّی در عبادات دارند و عموما روزهای مخصوص که زمینه‌ ی ارتباط با آسمان معنویت با شدت بیشتر فراهم است، زیارت امام حسین علیه سلام و سوره‌ی «قل هو الله احد» بیشتر توصیه شده است.
به عنوان مثال در اعمال روز عرفه هم توصیه به زیارت اباعبدالله علیه سلام شده و هم توصیه به سوره‌ی اخلاص؛ که مجموعا در آن روز این سوره را سیصد و یک بار می‌خوانید. از طریق خواندن سوره‌ی اخلاص و نظر به حقیقت اَحدی حضرت «الله» باب اتحاد قلب با حق باز می‌شود و حجاب‌های بین انسان و خداوند مرتفع می‌گردند تا یگانگی او را حس ‌کند و از طریق زیارت امام حسین علیه سلام باب اتحاد قلب با انسان کامل که مظهر یگانگی حق است، بر انسان گشوده می‌شود. با قرائت سوره‌ی اخلاص و توجه ‌دادن قلب به مقام حضرت اَحدی، انسان متخلق به اخلاق الهی می‌شود و از پراکندگی شخصیت نجات می‌یابد و با زیارت امام حسین علیه سلام از طریق زیارت عاشورا و یا سایر زیارات، توجه قلب به آدمیت و انسانیت می‌افتد و یک نحوه یگانگی و همسنخی با آن حضرت در جان انسان طلوع می‌کند به طوری که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم می‌فرمایند: «مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فِی اللَّهِ حُشِرَ مَعَنَا وَ أَدْخَلْنَاهُ مَعَنَا الْجَنَّة»؛هرکس ما خانواده را برای خدا دوست داشته باشد با ما محشور مى شود و او را با خود به بهشت می‌بریم . ولی این همسنخی و یگانگی از طریق فکر واقع نمی‌شود بلکه از طریق توجه قلبی و سیر معنوی در مقام امام محقق می‌شود. زیرا باید این دل را به آن‌هایی داد که قرآن به ما فرموده به آن‌ها مودّت و محبت بورزید.


(برگرفته از کتاب زیارت عاشورا اتحاد روحانی با امام حسین ازاستاد اصغر طاهر زاده)


free b2evolution skin


فرم در حال بارگذاری ...

3
شهریور

فواید بوسیدن کودکان

بوسیدن نوزدان و فواید آن

بوسیدن فرزند پرخاشگری او را کاهش میدهد!
بوسیدن فرزند انرژی های اضافی او را تخلیه میکند!
بوسیدن فرزند باعث میشود رابطه عاطفی و روانی بین فرزند و والدین تقویت شود!
بوسیدن فرزند باعث میشود که کودک در کنار والدین احساس امنیت بیشتری بکند!
بوسیدن فرزند اشتهای روانی و غذایی او را افزایش میدهد!
بوسیدن فرزند یک نوع تن آرامی را برای او فراهم میکند!
هنگام بوسیدن فرزند میتوان سفارش های لازم تربیتی و آموزشی را به او گوشزد کرد (در این موقعیت همکاری کودک بالاست).
 نکته آخر: بچه هایتان را خیلی ببوسید مخصوص‍‍اً دست های آنها و حتی پاهایشان را. دست هایشان را روی گونه تان بگذارید. چون دست مغز دوم و یک عضو کلیدی و بسیار مهم است!


free b2evolution skin


فرم در حال بارگذاری ...

 
خبرگزاری کوثرنیوز