10
آبان

اربعینی برای طهارت دل..

اربعین ترک گناه

میقات مولی با پرودگارش در چهل روز به دست آمد. حضرت آدم چهل شبانه روز روی کوه صفا سجده و نیایش کرد. بنی اسرائیل برای استجابت دعاهایشان، چهل شبانه روز ضجه زدند و گریستند. علی علیه سلام چهل مرد برای بیعت می خواست تا در مقابل دشمنانش بایستد. چهل روز گوشت نخوردن خلق انسان را تنگ می کند. چهل روز خالص شدن برای خدا، درهای حکمت و رحمت را به روی قلب انسان می گشاید.

دوباره اربعین آمد. در چهلم امام حسین علیه سلام و یارانش مشکی می پوشی و سینه می زنی  و می گریی. این ها همه درست؛ اما شده برای شادی دل مومنی چهل روز تلاش کنی ؟ برای دوری از گناه چطور؟ شده چهل روز بدوی به سمت نور و روشنی و خوبی؟ امروز که اربعین است، بنشین و با امامت پیمان ببند. تو هم می توانی اربعینی برای طهارت دلت داشته باشی.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
6
مهر

مفهوم جبن در رفتار و منش حضرت زینب...

رفتار شجاعانه حضرت زینب

طبق حدیثی که در پست قبلی مطرح شد مبنی بر ترسو بودن زن مسئله جبن نيز آنجا ناظر به مسئله عفاف زن است نه مسئله جبن و شجاعت مطلقا . شجاعت به عنوان خلق روحى كه به اصطلاح معروف يعنى قوت قلب داشتن و نترس بودن و خود را نباختن در مقابل ديگران، براى مرد ممدوح است، براى زن هم ممدوح است. هيچ وقت اسلام نمى گويد كه مرد خوب است شجاع و قوى القلب باشد ولى زن خوب است ترسو باشد. به چه دليل ؟ به دليل اينكه اولا آنچه ما درباب مدح شجاعت و مذمت جبن داريم - كه زياد است - اختصاص به زن و مرد ندارد، هم در مورد مرد است و هم در مورد زن، و ثانيا سيره زنان مسلمين اين است كه هميشه شجاع بوده اند، يعنى زنان شجاع مسلمين مورد تمجيد و تبجيل قرار گرفته اند، چون (( شجاعت )) يعنى نترس بودن و باك نداشتن و اينكه انسان در مقابل خطر كه قرار مى گيرد فكر جان يا مال، او را نترساند و عقب نشينى نكند، فداكار باشد، حاضر باشد از جانش، از مالش و از حيثيتش بگذرد و در مقابل دشمن بايستد .

آن چيزى كه براى زن گفته اند نسبت به آن بايد جبان باشد يعنى عملش جبانانه و محتاطانه باشد، در مورد ترس از جان يا ترس از مال و ثروت نيست،در مورد ترس از عفاف است. آدم شجاع نمى ترسد، مى گويد مى روم، حداكثر كشته مى شوم، كشته هم شدم با افتخار است. زن در مورد كشته شدن همين جور بايد باشد، ولى در موردى كه عفتش در مقام خطر هست يعنى خطر اين است كه عفتش لكه دار بشود، جاى شجاعت نيست , چون شجاعت يعنى فداكارى [،و اگر در اينجا شجاعت به خرج بدهد، يعنى] مى روم بگذار عفتم از بين برود. نه، عفت يك امر شخصى نيست كه به تو بگويند از آن بگذر تا از يك (( خودى )) گذشته باشى. عفت يك امرى است كه تو امانتدار آن هستى. گذشته از عفت،مثل اين است كه فردى كه امين يك شى ء گرانبهايى هست و وظيفه اش اين است كه آن شى گرانبها را به مقصد برساند، در بين راه شجاعتش گل بكند، بجاى اينكه همه كوشش او صرف اين باشد كه شى ء گرانبها را به مقصد برساند، آن را در معرض خطر قرار بدهد .
زن به عنوان يك صاحب عفت , حامل يك امانت بزرگ انسانى است , نه داراى يك امر شخصى كه اگر از آن بگذرد از شخص خودش گذشته , اگر بگذرد به يك امانت انسانى خيانت كرده است .
اين حديث هم كه فقط زن را توصيه مى كند كه رفتارش جبانانه باشد، نمى گويد زن در مقابل زن، زن در مقابل شوهر، زن در مقابل محرم خودش، و زن در مقابل غير مسئله عفت، بلكه مى گويد زن در مقابل مرد بيگانه و در مسئله خاص مربوط به عفت . براى يك زن اين شجاعت نيست كه بگويد : من تنها مى روم ميان خيلى از مردها، هيچ طور هم نمى شود، من شجاع هستم و نمى ترسم. شجاع آن است كه در جاى فداكارى نترسد، يعنى اگر امانت را از او گرفتند بگويد فداكارى كردم، ولى اگر عفت را از تو گرفتند فداكارى نكرده اى،به امانت خيانت كرده اى .

بنابراين مسئله جبن در اينجا كه اميرالمؤمنين توصيه مى كند كه زن بايد محتاط باشد، يعنى رفتارش بايد جبانانه باشد،آن هم نه در مطلق مسائل،نه در مورد خطر جان، نه در مورد خطر مال، نه در مورد خطر حيثيت اجتماعى، بلكه در موردى كه عفت در معرض خطر قرار مى گيرد. اين، توصيه به احتياط كارى زن است .

 

حضرت زينب  سلام الله علیها يك نمونه بسيار عالى اسلامى است و در تاريخ اسلام داستان او به عنوان يك نمونه كامل هميشه نقل شده است لذا اگر براى زن (( جبن )) به معناى يك خوى و خلق اخلاقى خوب بود، حضرت زينب مى بايست از همه زنهاى ديگر ترسوتر و بى شخصيت تر باشد و به اصطلاح معروف سرش از لاك خودش بيرون نيايد . مگر دم دروازه كوفه كسى زينب را مجبور كرده بود كه بيايد سخنرانى بكند ؟ مگر سخنرانى قابل اجبار است ؟ ! يا در مجلس ابن زياد مگر كسى زينب را مجبور كرده بود كه آنچنان در مقابل ابن زياد بايستد - و حتى به او ناسزا بگويد - كه واقعا خطر كشته شدن خودش و كسانش وجود داشت ؟ ! و بالاتر از اين , در مجلس يزيد است با آن طنطنه و دبدبه كه خيلى با مجلس ابن زياد فرق مى كرد , چون اولا ابن زياد حاكم بود و يزيد خليفه , و ثانيا ابن زياد در كوفه بود و يزيد در شام , و شام به اعتبار اينكه مجاور با بيزانس ( قسطنطنيه آن وقت ) بود , معاويه به بهانه اينكه ما بايد شوكت ظاهرى اسلام را حفظ كنيم، دستگاه شام را دستگاه قيصرى و كسرائى و سلطنتى كرده بود كه تواريخ هم نوشته اند يك كاخهاى تو درتو با درهاى تو درتو و فراشها بوده است كه از اين در بايد داخل آن در شد , از آن در داخل آن در … يك بارگاه بسيار عظيم،كرسيهاى زرين آنجا نهاده اند، سفرا و امرا آنجا نشسته اند، يك مجلس فوق العاده با ابهتى . ولى اين زن اصلا اينها را به چيزى نمى گيرد، به يزيد مى گويد : تو حقيرتر و كوچكتر از اين هستى كه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم، تو ارزش اينكه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم را نيز ندارى.

آيا يك زن ترسو مى تواند اين كار را بكند ؟ نه . در آنجا حداكثر اين بود كه جان زينب در خطر بود. در خطر باشد. از دادن جان كه نمى ترسيد. عزت و شرفش در خطر نبود، برعكس بر عزت و شرفش با اين شجاعت افزوده مى شد .

پس اين تفاوت مربوط به يك وضع خاصى است كه زن دارد و تازه اين تفاوت در رفتار است نه در اخلاق و شخصيت. از نظر شخصيت اخلاقى هيچ فرقى بين زن و مرد نيست، و مى دانيم كه مرد هم اگر در يك شرايطى امانتدار اجتماع باشد، آنجا كه مى خواهد امانت را حفظ كند،ديگر جاى بخشندگى و شجاعت نيست، جاى عمل متواضعانه نيست،آنجا كه امانتدار است جاى عمل متكبرانه و محتاطانه و ممسكانه است.

منبع: خلاصه ای از صفحات 124-114 کتاب تعلیم تربیت در اسلام، استاد مرتضی مطهری،انتشارات صدرا، چاپ76

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
3
شهریور

از گمنامی تا اوج عزت با خلوص در عمل

« فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحًا وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا؛( کهف/ 110 )

هرکه آرزوی ملاقات پروردگار خود را داشته باشد، پس باید عمل صالح به جا آورد و در عبادت پروردگار خود، احدی را شریک نسازد.»

انسان مخلص به مانند طلا است، هرچه عیارش بالاتر باشد یعنی خالص تر باشد، قيمتی تر و با ارزش تر است و بالعكس هرچه دارای ناخالصی باشد یعنی ريا در عمل او رخنه كرده باشد، ارزشش كمتر است و خريدار آن طلای ناب كسی نيست جز آفريدگار توانا. با توجه به آن كه از چيز با ارزش به خوبی مراقبت مي‌شود، خداوند نيز از اين گوهر به خوبی محافظت مي‌كند و مانع از گزند ديگری به آن مي‌شود. انسان مخلص در نزد مردم گرامی است زيرا خداوند متعال او را عزيز و گرامی مي‌دارد. این همه آوازه که شهید حججی و شهدای مدافع حرم دارند به برکت اخلاص آنهاست و اگر مخلص نبودند هدیه شهادت به آنها داده نمیشد.شهید حججی به تنهایی برند شهادت و ایثار و اخلاص و مردانگی و .. بود معامله ای که شهید حججی با خدا کرد قطعا به خاطر اخلاص در کارش بود که این همه محبوب دل ها شد و از گمنامی به اوج عزت رسید.

اگر انسان به خداوند و آخرت ايمان كامل داشته باشد و منحرف به سوی ابليس نگردد و به تحسين و نظر مردم اعتنایی نداشته باشد، به طور قطع عملش را فقط در راه رضای پروردگارش به انجام مي‌رساند.

خوشا آنان که با ایمان و اخلاص

                                                   حریم دوست بوسیدند و رفتند

خوشا آنان که در میزان و وجدان

                                                  حساب خویش سنجیدند و رفتند

خوشا آنان که پا در وادی حق

                                                     نهادند و نلغزیدند و رفتند

خوشا آنان که با عزت ز گیتی

                                                     بساط خویش برچیدند و رفتند

ز کالاهای این آشفته بازار

                                                     شهادت را پسندیدند و رفتند

 

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
3
شهریور

حیای از خداوند

يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا( 108 سوره نسا)

از مردم پنهان می دارند و از خدا پنهان نمی دارند زیرا آنگاه که سخنانی ناپسند در دل می اندیشند خدا با آنهاست و او به هر چه می کنند، احاطه دارد.

افراد خیانتکار کارهای بدشان را از مردم قایم می‌کنند ولی از خدا قایم نمی‌کنند. گناهی را که میکنند از مردم مخفی میکنند تا کسی نبیند ولی از خدا خجالت نمی‌کشند. آدم باید با حیا باشد، همانطور که از خلق حیا می‌کند از خدا هم حیا بکند .کسانی که حیا ندارندنه دین دارند و نه عقل.

«لا دین لمن لا حیاء له»؛  [میزان الحکمة، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹] کسی هم که حیا ندارد شرم نداره و مدام گناه میکنه .

با خواندن تفسیر این آیه متوجه صفت ستار العیوب خداوندشدم  واقعا اگه خدا گناهان ما را پنهان نمی کرد معلوم نبود چی میشد.

ستار العیوب

آقای جوادی آملی فرمودند: خداوند متعال که ستار العیوب است،‌ می‌داند کجا ستاری بکند و کجا ستاری نکند. اگر کسی ستارالعیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتکب گناهی شود، ذات اقدس اله اجازه نخواهد داد اسرارش نزد دیگران افشا شود. حتی در قیامت خداوند اجازه نمی‌دهد کسانی که کنار یک‌دیگرند از اعمال هم با خبر شوند؛ بنابراین عملکرد خود شخص بسیار مهم است. شخص مومن بایدخداوند را شاهد و ناظر اعمال خودش ببیند و به او ايمان داشته باشد . يکى از مهمترین آثار ایمان به خدا همان وسعت روح ، و بلندى افق فکر، و شرح صدر و آمادگى مقابله با مشکلات و مصائب و مبارزه با هیجانات نامطلوب نعمت ها است . (پرسش ها و پاسخ‌ها، ج2، ص 56.)

با خوندن این شعر پروین اعتصامی از خدای خودم خجالت کشیدم 

ترا پاك  آفريد  ايزد ز خود  شرمت  نمي آيد         كه روزي پاك بودستي كنون آلوده داماني؟

 

پ.ن: همه ما آبروهامون با پنهان کاری خدا و خودمون از گناهامون به دست اومده و گرنه اگه مردم بدونن من و شما چکار کردیم. یا ستار العیوب

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
3
شهریور

مثل قرآنی درباره تربیت فرزند در خانواده

خانوده خوب

وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِى وَالَّذِى خَبُثَ لاَیَخْرُجُ إِلا نَکِدًا کَذَا لِکَ نُصَرِّفُ الاَْیَتِ لِقَوْمٍ یَشْکُرُونَ .( اعراف / 58 . )

زمین پاک نیکو گیاهش به اذن خدایش (نیکو) بر آید، و از زمین خشنِ ناپاک بیرون نیاید جز گیاه اندک و کم‌ثمر. این گونه ما آیات (قدرت) را به هر بیان توضیح می‌دهیم برای قومی که شکر خدا به جای آرند.

همانگونه که بذر در زمین نرم رشد میکند نه سنگلاخ؛ خونه ای که زن و شوهرش اهل گذشت و بخشش نیستن و مدام دعوا و عصبانیته گل تو گلدونش رشد نمیکنه چه برسه به بچه!!

سعدى در این باره مى گوید:

             زمیـن شـوره سنـبـل بـر نیـارد

             در او تخم عمل ضایع مگردان

پ.ن:  توجه به رابطه شما با همسرتان به همان اندازه که برای شما اهمیت دارد، برای کودکتان نیز مهم است. بنابراین خودخواهانه نیست اگر به رابطه خود توجه بیشتری داشته باشید.

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
16
مرداد

مفهموم طلبگی

حضرت علی علیه السلام فرمودند: «لَنْ‏ يُحْرِزَ الْعِلْمَ‏ إِلَّا مَنْ يُطِيلُ دَرْسَه‏؛
علم را به دست نمی آورد مگر کسی که در کسب آن مداومت وزرد.»
(غررالحکم، ص ۵۹۰)
حضرت استاد می‌فرمایند: باید کارهای غیر طلبگی را کنار بگذاری، به حلال و حرام بودن کاری ندارم طلبه‌ای که وقت کند تلویزیون و فیلم ها و سریال های هفتگی را نگاه کند معنای طلبگی را نفهمیده است. هیچ کاری را نباید مانع درس قرار بدهید نگویید کار داشتم و به درس نیامدم و یا موفق نشدم درس را بخوانم مگر درس مال بیکارهاست. نباید فراگرفتن علم و دانش شما را خسته کند بلکه باید به وسیله علم و دانش خستگی را از خود دور کنید.

منبع:  آداب الطلاب، ج ۱، آیت الله #مجتهدی_تهرانی، ص ۲۰۸.

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
15
خرداد

چطورهمسرم را عاشق خودم کنم؟

عشق و محبت در زندگي به صورت غريزي ايجاد مي شود؛ ولي فقط يك جرقه است و بايد تقويت شود و گرنه مانند گلي كه به آن آب ندهند، پس از مدتي پژمرده خواهد شد.
براي استمرار اين مودت و سرد نشدن رابطه ها، برخورد زن و مرد بايد سنجيده و حساب شده باشد و اين امر به اطلاعات نياز دارد.

اين آگاهي ها را با مطالعه كتاب هاي مناسب (مانند: مردان مريخي، زنان ونوسي؛ جان گري، ترجمه مريم نقيبي و كتاب مريخ و ونوس در اتاق خواب جان گري، ترجمه روح الله باي) در زمينه زناشويي، شركت در جلسه هاي آموزش خانواده و استفاده از برنامه هاي آموزشي در رسانه (سي دي هاي حجت الاسلام دهنوي بسيار مفيد است) بايد آموخت. اين موارد و مشابه آن، افراد را با ويژگي هاي شخصيتي زن يا مرد آشنا مي سازند.
در ادامه به نكات ذيل توجه كنيد.
1. با يادگيري مهارت هاي ارتباطي؛ نظير گوش كردن به حرف هاي يكديگر، احترام به نظرها و عقايد همديگر و تشريك مساعي و مشورت كردن؛ روابط خود را بهبود بخشيد.

2. هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاي سرزنش يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايي مسئله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم، كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد.

3. براي رسيدن به امنيت رواني و عاطفي در روابط زناشويي، داشتن صداقت، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد.

4. در صورت به وجود آمدن هرگونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندي ويرانگر و پيش رونده تبديل نشود.

5. درشتي همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد. خشونت را با سكوت پاسخ بدهيد و در موقعيتي مناسب، درباره مسئله مورد نظر بحث و گفت و گو كنيد.

6. بكوشيد در سراسر زندگي-به خصوص در روابط بين خود و همسرتان- به جاي هرگونه پيش داوري يا مشاهده اشكالات و ضعف ها، نقاط مثبت و قوت را ببينيد. به عبارت ديگر، به جاي توجه به نيمه خالي ليوان، به نيمه پر آن توجه كنيد.

7. افزون بر دانستن ويژگي هاي شخصيتي و زواياي روحي زن و مرد، بايد با خصوصيات شخصي همسرتان نيز آشنا شويد؛ براي مثال، موضوع حساسيت هاي او را بيابيد. سليقه هاي شخصي اش را زودتر بشناسيد. تا مدتي يكديگر را با احتياط محك بزنيد تا حساسيت هاي همديگر را نيز دريابيد. گاهي در فضايي محرمانه، محبت آميز و صميمانه به ارزيابي رفتار و روابط يكديگر بپردازيد و از يكديگر بپرسيد، چه بايد كرد تا روابط تان بهتر و با نشاط تر شود. براي تسريع در اين شناخت مي توانيد از خودش يا نزديكان او بپرسيد.

8. براي محبت ورزي بايد صفاتي نظير تكبر، خودبزرگ بيني، خودخواهي، انحصار طلبي و زياده خواهي را از خود دور كنيد؛ چون عشق ورزي با اين خصلت ها ممكن نيست.

9. يادتان باشد كه عشق، در سايه اخلاق بارور مي شود؛ پس محبتتان را الاهي كنيد؛ چون عشقي دوام مي يابد و رنگ نمي بازد كه رنگ خدايي داشته باشد. بسيارند كساني كه به هم عشق مي ورزند؛ اما چون معنويت ندارند، استمراري در محبتشان به چشم نمي خورد. براي اين استمرار، بايد نيازهاي يكديگر را برآورده كنيد.

10. مهم ترين نيازهاي زن ومرد، نيازهاي غريزي است كه برخلاف تصور شايع، بعد معنوي دارد و عشق و محبت زن و مرد را به يكديگر بيشتر مي كند. چيزي كه زندگي زناشويي را به سردي مي كشاند، يكنواختي است؛ بكوشيد در جنبه هاي مختلف زندگي خود مانند پوشش، غذا، تفريح، ديدار اقوام، مسافرت، دكور منزل، فرزنددار شدن و … تنوع ايجاد كنيد.

11. از داشتن نگرش هاي آرمان گرايانه و شاعرانه، انتظارات غير واقع بينانه در روابط زناشويي اجتناب كنيد.

12. زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنه آميز و دو پهلو جدا پرهيز كنند.

13. از رفتارهايي نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومت هاي رواني در طرف مقابل است، بايد بپرهيزيد.

14. از خطاهاي يكديگر به سرعت بگذريد و خطاهاي همديگر را تحمل كنيد.

15. با يادآوري برخي ايام مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن و دادن هديه هايي هر چند كوچك مثل يك شاخه گل به طور نمادين عشق و علاقه خود را به همسرتان ابراز كنيد.

16. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد و از پريشاني و وضع نامرتب بپرهيزيد.

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
15
فروردین

ترفندهای رفتاری برای زندگی متعالی در سیره فاطمی(3)

پیرو درس اول ودوم و درس سوم در ادامه به درسهای دیگری  از سبک زندگی فاطمی که میتوانیم سرلوحه زندگیمان قرار بدیم می پردازیم.

برای دانلود متن اصلی منبع مورد ذکر، اینجا را کلیک کنید.

سبک زندگی فاطمه زهرا

درس چهارم:پيش از طرح هر خواسته اي از همسرم ابتدا مي انديشم آيا او توان برآوردن آن و شرايط لازم را دارد يا خير؟ خودم را به جاي او قرار مي دهم.

يادم مي ماند من و او با هم زندگي را مي سازيم نشاط و سرافرازي او آرامش و نشاط من و شرمندگي او سرافکندگي من است يکي از نکاتي که در جامعه امروز مطرح مي شود اين است که برخي از زنان با دستيابي به مشاغل عالي ممکن است با تصور اشتباه حق بيشتري براي خود قائل شوند که اين مسئله اختلافات زناشويي را بيشتر مي کند. بخشي از اين مسئله به اين بر مي گردد که برخي زنان شاغل از مهارت جمع دو فضاي بيرون و درون خانه بي بهره اند ولي بخشي از آن به ناديده گرفتن توانمندي ها و يا انکارشخصيت اجتماعي و واقعي زن از سوي همسر يا خانواده مربوط مي شود با  توجه به احترامي که حضرت زهرا سلام الله علیها براي همسرشان قائل بودند می توان گفت :حضرت علي - علیه سلام-  هم جايگاه فاطمه زهرا -سلام الله علیها- را درنظر داشتند و با کلمات «عالي» ايشان را خطاب مي کردند و حتي به ايشان مي گفتند: “بأبي أنت و امي” بايد همسر را در اندازه واقعي ببينيم که مجبور نباشد خودش را اثبات کند که اين مسئله موجب بروز اختلاف مي شود.

 درس پنجم:از امروز هر روز يک رفتار محترمانه به همسرم را به رفتارهاي قبلي اضافه مي کنم و رفتار غيرمحترمانه اي را حذف مي کنم.

به همسرم يادآوري مي کنم که مي دانم چه توانمندي هايي دارد که به زندگيمان رشد مي دهد و کمکش مي کنم تا آن ها را بروز دهد. به او مي گويم: خيلي دوستت دارم.

نقش رسول ا…- صلی الله علیه و آله وسلم-  در زندگي حضرت زهرا - سلام الله علیها- خيلي قابل توجه است. ايشان به جاي آگاه کردن دخترشان از حقوق خود و تقويت روحيه مطالبه گري که خلاف شرع هم نيست، به دخترشان آموزش مي دهند که هرگز از همسرت درخواستي نکن که شرمنده اش کني. ايشان روز پس از عروسي دخترشان به ديدار زوج جوان مي روند و اول از امام علي -علیه سلام- مي پرسند فاطمه را چگونه يافتي و بعد از دختر خودشان مي پرسند. اگر در جامعه امروز هم پدران اين طور باشند، چقدر محبت ها نسبت به خانواده همسر افزايش خواهد يافت و کينه هايي که متأسفانه خيلي ها نسبت به خانواده همسر دارند، از بين خواهد رفت.

 درس ششم:به دختر و پسر جوانم مي آموزم زندگي مشترک زمان به رخ کشيدن «من» نيست؛ فصل «ما» شدن است.

براي چشيدن خوشبختي بخشي از قلبت را به همسرت هديه کن و در قلب او با محبت خانه کن و بدان همسرت عضوي از خانواده خودش است و تو مالک او نيستي

“إن کنت في خير ٍکنت معک و إن کنت في شرٍ کنت معک”

به بيان من يعني اگر در ناز و نعمت باشي با توام و اگر در شرايط ناگوار هم باشي باز هم من با تو هستم، در تنگدستي و در فشارهاي اجتماعي نيز همراه تو هستم و اين يعني محبت و مودت پيوسته که شايد متعالي ترين ويژگي زندگي مشترک آن دو بزرگوار است که در همه مراحل و شرايط يار و پشتيبان هم بودند و حضرت زهر - سلام الله علیها- در عمل جانشان را هم در راه دفاع از همسر که البته امام شان هم بود، فدا کردند.

 درس هفتم:با زبان مي گويم و گاهي براي همسرم نامه يا يادداشت مي نويسم تا با شيوه هاي مختلف به او يادآوري کنم که من همراه باوفاي او در هر لحظه از زندگي هستم تا از گذرهاي تنگ و دشت هاي فراخ دست در دست هم عبور کنيم.

منبع: گفتگوی نیره سادات حسینی با دکتر زهرا امین امجد عضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان  حوزه  در  روزنامه  خراسان ، خانواده و مشاوره، دو شنبه 26 فرودین 1392، شماره 18378، صفحه 6

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
9
اسفند

هشدار شهید مطهری درباره خطر "نیمچه عالمان"

من خیلی اوقات فکر کرده ‏ام مقاله‏ ای تحت عنوان «نیم‏ها» بنویسم که خیلی چیزها وجود ناقصش خطرش بیشتر از عدم محض است. می ‏گویند غزالی راجع به علم این حرف را زده و گفته است: «هر چیزی وجود ناقصش به از عدم محض است مگر علم که وجود ناقصش بدتر از عدم محض است» و ریشه این حرف معلوم است.

آدمی که هیچ عالم نیست، چون می ‏داند عالم نیست لااقل در مقابل عالم تسلیم است. مثل کسی که طبیب نیست و می‏ داند که طبیب نیست، دیگر لااقل در مقابل طبیب تسلیم است و در نتیجه از وجود طبیب بهره می‏ برد. ولی نیمچه طبیب چون خودش را طبیب می‏ داند تسلیم یک طبیب نیست، می‏ خواهد از همان علم ناقصش استفاده کند، در نتیجه به جای سود زیان می ‏برد.

از همین جا بروید سراغ نیمچه مجتهدها و نیم روشنفکرها و نیم‏های دیگر، اینهایی که یک چیزکی می ‏دانند…ُ چیزکی می ‏دانند و چیزها نمی‏ دانند!

اتفاقاً اینها خطرشان بیشتر است. چهارتا شعار می‏ شنوند، بدون اینکه متعمق بشوند و درست فکر کنند و دریابند؛ می‏ بینید این چهارتا شعار اینها را از جا حرکت‏ می ‏دهد

منبع: (استاد مطهری، فلسفه تاریخ، ج1،ص 112).

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
21
دی

غفلت از رحمت خدا

من نمی دونم که چرا بعضی از ما ها فکر می کنیم ضرب المثل ها ، وحی منزلند و همشون عین حقیقت هستند !!
مثلاً می گویند : آب که از سر گذشت چه یک وجب ، چه صد وجب ! بیخود گفته هر کی گفته ! مگه فرقی نمی کنه که یک گلوله به آدم اصابت کنه یا صد گلوله ؟ صد هزار تومن بدهکاری با یک میلیون تومن بدهکاری فرق نمی کنه ؟ ! ! این حرفهای باند های تبهکاری و مافیاست ! ! پس هیچ وقت نگو ، من خیلی گناهکارم یا بدم و دیگه کار خوب فایده نداره ، خدا منو دوست نداره ، امام زمان منو یادش رفته !!!!
هر چقدر بد باشی ، باز زیر سایه رحمت خدایی . اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شی ء . حتی بعد از صد تا گناه ، با یک استغفار و دو رکعت نماز و ندامت قلبی ، شیطان نامید کن !
این حرف منو یاد یه داستان می اندازه: فردی در ماه رمضان بر حمید بن قحطبه وارد شد و دید که دارد روزه اش را می خورد . وقتی با تعجب علت کارش را پرسید ، حمید جواب داد که : من گناهی کرده ام که روزه ام قبول نمی شود . چون یک شب غلام هارون الرشید مرا به کاخ وی فراخواند . وقتی رفتم ، هارون گفت : با این غلام برو و هر چه گفت انجام بده . من هم با غلام به خانه ای رفتیم . غلام درب اتاقی را باز کرد ، 20 پیرمرد سادات بود ، گفت : گردن همه را بزن . من اینکار را کردم و اجساد آنها را داخل چاهی ریختم . سپس درب اتاق دیگری را باز کرد . در اتاق 20 جوان سادات بود . گفت گردن همه را بزن . و درب اتاق دیگر را باز کرد 20 پسر بچه سادات بود . گردن همه را زدم و داخل اون چاه ریختم . پس دیگر روزه من فایده ندارد . وقتی راوی این ماجرا را به امام کاظم ع گفت ، امام فرمود : ناامیدی او از رحمت خدا ، از گناهش بزرگتر است !!!!
من می گم اگر خدای ناکرده جهنم هم رفتید ، به اهل اون جا با صدای بلند بگید : قراره دنبالم بیان و ببرند ! !!

پ.ن: محل شهادت این 60 سادت همان زندان هارونیه است که در مشهد در ابتدای خیابان منتهی به قبر فردوسی قرار دارد . اگر دستمالی را داخل روزنه این چاه قرار دهید بوی عطر می گیرد . من امتحان کرده ام !!!!

shamimemalakut@

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
9
آبان

التكبر مع المتكبر عبادة

کتاب تعلیم تربیت در اسلام

در نهج البلاغه جمله اى هست كه ممكن است همين جمله را كسى طرح بكند. مى فرمايد: خيار خصال النساء شرار خصال الرجال . بهترين خصلتها و خويهاى زنان همان بدترين خصلتهاى مردان است، يعنى چيزهايى كه براى زن بهترين خصلت است، براى مرد بدترين خصلت است. سه چيز را ذكر مى كند: الزهو ( تكبر ) و الجبن. ( جبان بودن، ترسو بودن ) و البخل ( بخيل و ممسك بودن ). مى دانيم كه تكبر يك خلق بسيار بد معرفى شده است و حتى از نظر روانى يك نوع بيمارى روانى تلقى مى شود.

اينها كه براى مردها بدترين خلق و خويهاست، در نهج البلاغه مى گويد بهترين خلق و خوى زن است و زن بايد اين خلقها را داشته باشد. اين چطور مى شود؟ بعد حضرت توضيحى مى دهند كه اين توضيح مشكل را حل مى كند.

فاذا كانت المرأة مزهوة لم تمكن من نفسها. زن وقتى كه متكبر باشد، مرد بيگانه را به خود راه نمى دهد، و به عبارت ديگر ميان خود و ميان مرد بيگانه حريم و دور باش ايجاد مى كند.

به ما گفته اند: التكبر مع المتكبر عبادة. يعنى با متكبر تكبر كردن عبادت است. مقصود اينست كه اگر كسى متكبرانه رفتار مى كند شما طورى عمل نكنيد كه او را به تكبرش تشويق كنيد، بلكه در مقابل آدمى كه متكبرانه رفتار مى كند متكبرانه رفتار كنيد تا دماغش به خاك ماليده شود و ديگر تكبر نداشته باشد. تكبر با متكبر عبادت است. نه اينكه بخواهد بگويد خود تكبر به عنوان يك حالت روانى كه خودپسندى و خود بزرگ بينى است[ ممدوح است و] اگر در مقابل يك آدم متكبر قرار گرفتى تو هم واقعا خود بزرگ بين باش. بلكه مى خواهد بگويد تو هميشه بايد متواضع باشى، روحت هميشه بايد متواضع باشد،  ولى رفتارت با يك آدم متكبر، متكبرانه باشد تا دماغ او را به خاك بمالى. پس در اينجا تكبر با متكبر به عنوان(( خلق )) توصيه نشده است، تكبر به عنوان يك رفتار كه شبيه رفتار يك آدم متكبر است توصيه شده است .

دستور داده شده است كه در ميدان جنگ متكبرانه رفتار كنيد، يعنى رشيد و بى اعتنا راه برويد، درست مثل يك آدم متكبر، كه اميرالمؤمنين ظاهرا در جنگ خندق بعد از آنكه عمرو را كشت، وقتى كه از ميدان به طرف مسلمين مى آمد قدمها را آهسته برمى داشت و خودش را خيلى رشيد گرفته بود و متكبرانه مى آمد. پيغمبر اكرم فرمود: اين نوع، راه رفتنى است كه خداوند جز در اين موقع آن را مبغوض مى دارد.

اين رفتار متكبرانه است ولى اسلام خود تكبر را در ميدان جنگ هم مبغوض مى دارد و در همه جا مبغوض مى دارد. هيچيك از افرادى كه وارد فقه الحديث هستند نگفته است كه خود تكبر به عنوان يك خلق و خوى و يك حالت روانى استثناء پذير است، در ميدان جنگ خوب است، در غير ميدان جنگ بد است، در كجا خوب است، در كجا بد .

پس (( تكبر )) در اين موارد يعنى رفتار متكبرانه. اينجا هم در مورد زن - به قرينه اينكه مى گويد: (( لم تمكن من نفسها )) - نمى گويد زن خوب است متكبر باشد مطلقا حتى با زنان ديگر . نه، زن با زنان ديگر نبايد متكبر باشد. با محارم خودش چطور ؟ با شوهرش، با پدرش، با برادرش، با عمويش، با دايى اش. بديهى است كه با اينها نيز نبايد متكبر باشد . انسان هم كه دو جور خلق نمى تواند داشته باشد. آدم يا متكبر است يا متكبر نيست. اين حديث مى گويد زن در مقابل مرد نامحرم رفتارش متكبرانه باشد. البته (( زهو )) كه اينجا آمده با كلمه (( تكبر )) كمى فرق دارد , يعنى رفتارش بزرگ منشانه باشد، آن تواضعها و فروتنيهايى كه مثلا يك مرد در مقابل مرد ديگر يا يك زن در مقابل زن ديگر و يا يك زن در مقابل يك مرد محرم از خود نشان مى دهد كه قدم شما روى چشم، دل ما را روشن كرديد، تشريف بياوريد و از اين قبيل، براى زن شايسته نيست كه در مقابل مرد نامحرم از خود نشان دهد و اينهمه خودش را كوچك كند .

زن در مقابل يك مرد نامحرم كه قرار مى گيرد بايد خودش را بگيرد . و لهذا مى فرمايد كه اگر زن با يك مرد نامحرم اينطور رفتار بكند  آن نامحرم هميشه ميان خودش و آن زن يك حريم و يك دور باش قائل مى شود. پس اين تكبر مربوط به رفتار شد نه مربوط به خلق. خود حديث نشان مى دهد كه اگر زن اينجور باشد مرد نامحرم را بر خود متمكن نمى كند. ما يك اصلى را هميشه گفته ايم كه اسلام به طور كلى مى خواهد يك حريمى - هم عملى مثل آنچه كه در مورد پوشش گفته است و هم اخلاقى مثل آنچه كه در اين جور موارد مى گويد - ميان مرد و زن نامحرم وجود داشته باشد و اين حريم جلوى آن اشتعالى را كه خطر آن هميشه وجود داشته و دارد مى گيرد .

پس اين رفتار متكبرانه است نه خود تكبر .

منبع: خلاصه از صفحات 114-110 کتاب تعلیم تربیت در اسلام، استاد مرتضی مطهری،انتشارات صدرا، چاپ76

اشتراک گذاری این مطلب!

free b2evolution skin
 
مسابقه راوی مهر